الشيخ السبحاني

94

سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)

تصريح شده است . « 1 » 2 . « وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ ؛ گروه ديگرى او را در تنظيم اين كتاب يارى مىكنند » . سازندهء اين تهمت ، نضر بن حارث بود و مقصود وى از اين گروه ، چند نفر انگشت شمارى ، مانند « عداس » و « يسار » و « جبر » است كه رومى بودند و در مكه مىزيستند و اطلاعاتى از « عهدين » داشتند و بعدا اسلام آورده بودند . قرآن اين تهمت را ظلم و ستم و گفتار زور و ناروا مىداند . چه گفتارى نارواتر از اين‌كه كلامى را كه فصيحان و بليغان عرب از مبارزهء با آن ناتوان گرديده‌اند ، به چند نفر انگشت شمارى نسبت بدهند كه تسلط كامل بر زبان عربى نداشتند ؟ ! قرآن مجيد اين تهمت را در جاى ديگر از اين نارواگويان نقل مىكند و مىفرمايد : « وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ « 2 » ؛ ما مىدانيم كه آنان مىگويند : بشرى اين قرآن را به او تعليم مىدهد » . « 3 » قرآن در ردّ آنان ، پاسخ پيش را يادآورى مىنمايد و مىفرمايد : « لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ « 4 » ؛

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 23 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 103 . ( 3 ) . پيامبر گاهى در « مروه » در كنار غلام مسيحى به نام « جبر » كه بعدها اسلام آورد ، مىنشست و همين كار سبب جعل چنين نسبتى گرديد . ( 4 ) . نحل ( 16 ) آيهء 103 .