الشيخ السبحاني
44
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)
و در بيان معارف و اصول ، قيافهء « تعبد » به خود نمىگيرد و پيروانش را وادار نمىكند كه آن را به صورت يك اصل مسلم و بىآنكه علت و حقيقت آن را تعقل كنند ، بپذيرند ؛ از اين جهت در آيهء مورد بحث به شيوهء خاصى سخن مىگويد كه با دقت در جملههاى قبل و بعد و تدبر در ريزهكاريهاى آيه ، دلايل اصول و معارفى را كه مطرح مىكند ، روشن مىگردد ، مثلا در آيهء مورد بحث ، سومين « 1 » مطلب را كه دربارهء يگانگى و بىهمتايى اوست ، همراه با دليل مطرح مىكند . در نظر ابتدايى ، انسان تصور مىكند كه قرآن ، اين اصل اساسى اسلام را در اين آيه به صورت يك امر مسلم يادآور شده و آن را با دليل و برهان همراه نساخته است ، در صورتى كه اگر در جملههاى پيش از آن فكر كنيم ، خواهيم ديد كه نخستين جملهء آيه ، كه مفاد آن ، همان مالكيت مطلقهء خداوند بر جهان هستى است ، مىتواند گواه محكم بر نفى هر نوع شريك و همتا براى خدا باشد و ارتباط « مالكيت مطلقهء خداوند » با « نفى شريك » با در نظر گرفتن دو مطلب زير به خوبى روشن مىگردد : 1 . شرك و دوگانه پرستى ، داراى مراحلى است كه برخى از آنها از دايرهء انديشه تجاوز نمىكند و شايد در جهان پيرو قطعى نداشته باشد به عنوان نمونه :
--> ( 1 ) . دربارهء دو اصل ديگر كه همان مالكيت خداوند بر آسمانها و زمين و نداشتن فرزند است ، در بخش پيش به طور گسترده سخن گفتيم و در اينجا دربارهء اصل سوم از اصول پنجگانهاى كه آيه ، متذكر آن است ، بحث و گفتگو مىكنيم .