الشيخ السبحاني
36
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)
دسترنج و فراوردههاى روزانهء خويش ، ريشهء طبيعى و خارجى دارد ، مثلا هر فردى خود را بر اعضاى بدن خويش ، اولى و سزاوارتر از ديگرى مىداند و لذا آنها را به خود نسبت مىدهد و مىگويد : دست من و پاى من و . . . اين رابطهء تكوينى كه ميان انسان و ديگر اعضاى او برقرار است ، به شكل خاصى ميان او و اموالش كه از طرق قانونى به دست مىآورد اعتبار شده و به رسميت شناخته شده است ، ولى با اين حال ، رابطهء انسان با ثروت و فرآوردههاى مالى خود ، فقط يك قرارداد اجتماعى و رابطهء اعتبارى است و هيچ نوع اصالتى و واقعيتى در خارج ندارد و از اين جهت با يك امضاى كوچك ، رابطهء او با ثروت خويش دگرگون گرديده و ارتباط او از هم گسسته مىشود . اما مالكيت خدا بر جهان هستى به شكل ديگرى و به صورت واقعى و حقيقى است ، هرگز قابل قياس با مالكيتهاى اعتبارى انسانها نيست و اگر مالك است ، از اين نظر است كه آسمانها و زمين را از عدم و بدون هيچ نوع كمك از مادهاى به وجود آورده است و جهان هستى در هر لحظه و زمانى از او كسب وجود مىنمايد و در همه چيز وجود خود ، مديون خداست . مصنوعى كه در تمام شؤون وجود خود و در هر لحظه و آنى ، مديون صانع و پديدآرنده است و اگر لحظهاى ارتباط وى از مبدأ خود قطع و گسسته شود ، اثرى از آن باقى نمىماند ، بايد مملوك خداى جهان گردد و مالكى جز آن نداشته باشد .