الشيخ السبحاني
101
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)
تصريحا و يا تلويحا به پاسخ برخى از آنها پرداخته است . دربارهء دو انتقاد نخست ، خلاصهء سخن اينكه آنان تصور مىكردند كه مقام رسالت و ارتباط با مقام غيب از شؤون موجوداتى است كه از علايق مادى و طبيعى پيراسته باشند و بشر مادى كه از طريق خوردن غذا و گردش در بازار براى كسب معاش به زندگى خود ادامه مىدهد ، صلاحيّت چنين مقامى را ندارند ، چنانكه مىگفتند : « ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا » « 1 » تنها موجودى كه حايز چنين شرط است ، همان فرشتهء الهى است كه از اين علايق پيراسته مىباشند . آنان از يك نكته غفلت داشتند و آن اينكه شرط اساسى نفوذ در ديگران ، داشتن شكل و قيافه و خصوصيات ظاهرى و باطنى مخاطبان تبليغى است ؛ از اين نظر ، مربى جامعهء انسانى بايد انسان باشد نه فرشته تا بر اثر الفت و معاشرت نزديك ، گفتار و رفتار مربى ، مايهء تربيت و پرورش افراد گردد و گرنه دو موجود مغاير ، با دو جنسيت مختلف ، بدون داشتن نقطهء مشترك نزديك ، چگونه مىتوانند در يك ديگر تأثير تبليغى بگذارند و اگر روزى مشيت الهى بر اين تعلق بگيرد كه فرشتهاى معلم انسان زمينى گردد ، ناچار بايد او را به صورت انسانى مجسم كند ، چنان كه مىفرمايد : « وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا « 2 » ؛
--> ( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 15 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 9 .