الشيخ السبحاني

95

نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)

مىگويند و در سايهء يكى از اين عوامل ، مىتوان اجتماع واحدى ساخت كه اعضاى آن در كنار يكديگر ، زندگى صميمانه‌اى داشته باشند . ولى آنان از يك مطلب غفلت ورزيده‌اند و آن اينكه اجتماعى كه افراد آن داراى عقايد گوناگون و خواسته‌هاى متفاوت هستند ، و هر كدام و يا هر طبقه‌اى براى خود « ايده » و فكرى دارند ، چگونه مىتوانند به صورت يك ملت واحد كه همبستگى كاملى در ميان آنها حكمفرما باشد ، زندگى نمايند . درست است كه عوامل مزبور بر اتحاد و اتفاق و همبستگى جامعه كمك مىكند ، ولى تا زمانى كه يك وحدت فكرى و روحى و يگانگى در هدف و عقيده در كار نباشد ، اتحاد و پيوستگى افراد ، تحت اين عوامل و عناصر غير ارادى ، پايدار نخواهد بود و اگر روزى براى هدف مشتركى دست اتحاد به سوى هم دراز كنند و دست همديگر را به عنوان برادرى بفشارند ، پس از نيل به هدف ، مدتى نخواهد پاييد كه اختلاف فكرى و روحى و اختلاف خواستها و اراده‌ها ، تصادم و تضاد عجيبى در ميان آنان به وجود خواهد آورد و آنها را از هم جدا خواهد ساخت . جامعه‌اى كه محور فكرى و عقيدتى واحدى نداشته باشد و افراد آن به صورت دسته‌هاى گوناگون بر محور يك سلسله عناصر غير ارادى گرد آيند ، وحدت اجتماعى آن ضمانت ندارند ؛ زيرا مسير زندگى انسان را فكر و عقيده تعيين مىكند ، نه عوامل غير ارادى ؛