الشيخ السبحاني

76

نظام اخلاقى اسلام (تفسير سوره مباركه حجرات) (فارسى)

براى سران قوم از قراين معلوم بود كه شكستن بتها كار ابراهيم است و بس ؛ وى به دادگاه احضار شد و در برابر هيأت قضات قرار گرفت . وقتى از وى شرح ماجراى بتكده را پرسيدند ، وى گفت : جريان را از بت بزرگ بپرسيد . در اين موقع ، هيئت دادرسى در بن‌بست عجيبى قرار گرفت ؛ زيرا اگر بگويند بت بزرگ درك و شعورى ندارد ، ابراهيم به آنان اعتراض خواهد كرد كه چگونه موجودى را كه چيزى نمىفهمد ، پرستش مىكنيد . اگر بگويند او مىفهمد و سخن مىگويد ، خواهد گفت : پس چرا از من مىپرسيد ؟ ! در اين موقع وجدان خفته آنان بيدار شد و همديگر را ملامت كردند و گفتند : شما ظالم و ستمگريد . قرآن مجيد اين صحنه سرشكستگى و محكوميت وجدانى را چنين نقل مىكند : « فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ ؛ « 1 » آنان به وجدان خود مراجعه كردند و همديگر را ملامت نمودند و گفتند : شما ظالم و ستمگر هستيد ؛ سپس سرهاى خود را از شرمندگى به زير افكندند و گفتند : تو كه مىدانى بتها قدرت بر سخن گفتن ندارند » . در احاديث و روايات اسلامى درباره موضوع وجدان ، تذكراتى داده شده است .

--> ( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 64 - 65 .