هادى هاشميان
52
كوه توحيد ( بررسى سير زندگي، افكار، آثار و ... سيد العارفين آيت الله سيد على آقا قاضى طباطبايى تبريزى (ره)) (فارسى)
تعالى احوالهم الى يوم القيام بر آنكه هر كس علم كامل و اطلاع شامل داشته باشد كه مرحمت و غفران پناه حسن پادشاه تركمان در دارالسلطنة تبريز بقعهى رفيعه و مسجد عالى و مدرسة بنا و نظر به آن مبلغ كلّى موقوفات در دارالسلطنة مزبوره و نواحى و توابع ، قرار داده كه صرف اخراجات مسجد و مدرسه ، شده و به ساير ارباب وظايف و استحقاق عايد شود و توليت موقوفات مزبوره را كه مرسوم به موقوفات نصريه است به اولاد دخترى خود تفويض ، وداعى دوام دولت قاهره ( محمدتقىالحسنى ) قاضى تبريز از اولاد دخترى واقف مشاراليه و هميشه و از زمان سلاطين جنّت مكين صفوى خصوصاً پادشاه رضوان مكان شاه طهماسب ، آبا و اجداد داعى ، مرحمت پناهان ميرزا محمدعلى جدّ « 1 » و ميرزا صدرالدين محمد عم « 2 » و عالىحضرت سلاله . . . السادات العظام ميرزاسيدمحمد « 3 » والد داعى متولى موقوفات مزبوره بوده ، هر ساله مداخل موقوفات را ضبط و به صيغة حقالتوليه و غيرها ، مبلغى عايد ايشان مىشد كه صرف معيشت خود مىنمودند كه موافق شرايط واقف ، جدّ ايشان ، مدد معاش ايشان بود و تتمّه از قرار شرط واقف ، معمول مىشد . از ايام پادشاه مرحوم سلطان نادرشاه طابثراه ، موقوفات مزبوره به ضبط عتال و چيزى به داعى عايد نمىشود كه صرف معيشت خود نمايد ، دو كلمه شهادت خود را در اين صفحه و حواشى قلمى و به مهر شريف خود مزين فرمايند تا بر ارباب اختيار و اقتدار
--> ( 1 ) - - بخشى از متن فرمان چنين است : « فرمان عالى شد : آنكه چون از روزى كه به قانون قواعد حكمية بالغة خداوند كريم بندهنواز و به هدايت و ارشاد مشيت كامله خالقالخلائق بىشريك و انباز ، شرح اسباب اين دولت بىزوال فزون از حدّ و شمار و متناع نفاسالفنون شوكت و جلالت . . . مقرّر گرديده است ، عالىجناب قدسىالقاب ، فضايلمآب سلالة الاخيار الكرام ، علّامى فهّامى ميرزامحمدتقى قاضى دارالسلطنه تبريز كه عارف معارف كنزالعرفان و ناظم عوالم مجمعالبيان مىباشد ، ظاهر و هويدا است ، لهذا خدمت قضاى دارالسلطنه تبريز و مقدار پنجاه خروار از غلّه در وجه مواجب او از بابت ماليات ديوانى دارالسلطنه مزبور مرحمت فرمودهايم كه از روى كمال ديندارى و حقشناسى در كتب صكوك و سجلّات و ايقاع عقود و مناحكات و خلايق را تحرك و ترغيب بر صوم و صلوات و به امر معروف و نهى از منكرات و اخراج اخماس و زكوات و رفع مناقشات و منازعات و اصلاح بينالمسلمين والمسلمات و ساير مايكون من هذا القبيل قيام و اقدام و در هر باب به مواردى « فاحكم بين النّاس بالحق معمول داشته كوتاهى ننمايد . . . تحريراً فى ذيقعده الحرام 1183 » محل مهر كريمخان زند و عبارت آن اين است : « نيست و يا من هو به من رجاء كريم . » ( تجربهالاحرار و تسليةالابرار ، دنبلى ، با تعليقات سيدحسن قاضى طباطبائى ، ج 1 ، ص 497 ) . ( 2 ) - خاندان عبدالوهابيه ، نسخه خطى . ( 3 ) - تجربهالاحرار و تسليةالابرار ، ج 1 ، ص 178 . .