هادى هاشميان
17
كوه توحيد ( بررسى سير زندگي، افكار، آثار و ... سيد العارفين آيت الله سيد على آقا قاضى طباطبايى تبريزى (ره)) (فارسى)
حكماى قديم ، تنها « اخلاق » را علم حقيقى مىدانستند و از آن به « اكسير اعظم » ياد مىنمودند . و اولين چيزى كه تعليم مىدادند اين علم بود . « 1 » از اين رو ، برخى از علماى ربّانى به شكل حوزههاى درسى مخصوص براى تعليم اخلاق همّتى گماشتند و به تعليم و تهذيب مشتاقان آن پرداختند . چنان كه درباره عارفِ كامل « ملاحسينقلى همدانى » مىگويند . ايشان اگر چه كتابى در موضوع اخلاق تأليف نكرد ، لكن بيش از 300 شاگرد وارسته ، چونان : مرحوم سيدعلىآقا قاضى طباطبائى ، ميرزاجواد ملكى ، و ديگران را در راستاى تخلّق به اخلاق الهى به جامعه تحويل داد . درباره حوزه درسى ايشان چنين نوشتهاند : شبها در تاريكى درس اخلاق مىگفتند و همواره عدهاى از بزرگان كه اهل باطن بودند در آن درس حاضر مىشدند . و غالباً صحبت پيرامون معرفت نفس ، عرفان و تهذيب اخلاق بود . * * * شخصيتهاى بزرگ در تاريخ داراى ابعاد وجودى گوناگونى هستند كه باتوجه به آن ابعاد وجودى ، شناخت آنها امكانپذير نيست ، تنها افراد خبره و صاحبنظر مىتوانند تا حدودى در شناخت اين شخصيتها كمك كنند . درباره زندگى ، ابعاد مختلف و شخصيت درخشان جمالالسالكين ، عارف بىبديل مرحوم آيتاللهالعظمى آقاسيدعلى قاضى طباطبائى تبريزى ( قدسره ) ، تاكنون مطالب جامعى در شأن شخصيت وجودى معظمله به رشته تحرير در نيامده است و تنها جُسته و گريخته در ضمن سخنان عرفانى نوشته شده است ، اما حقيقت اين است كه اين نوشتهها و گفتارها ، تنها شعاعى از انوار اين خورشيد فروزان علم و فقط پرتوى از ابعاد وجودى اين شخصيت بزرگ و جامعالاطراف را به نمايش گذاشتهاند و نتوانستهاند آن چنان كه بايد و شايد ، چهره واقعى و شخصيت ذوابعاد وى را ترسيم كنند . به راستى ترسيم زندگى چنين انسان و الا و شناسانيدن اين عارف يكتا ، به تشنگان فضليت و خواستاران اسوه و الگوى وارستگى ، به غايت دشوار مىباشد . خصوص آن كه اين رادمرد عرفان به رغم فراوانى نامش بر سر زبانها ، در خصوص افكار و انديشهها و فرازهاى پربار زندگىاش كمتر سخن گفته شده و تنها نوشتهها بايد حق مطلب را اداء كنند .
--> ( 1 ) - - « تهذيب الاخلاق » ، ابن مسكويه رازى ، ص 72 . .