محمد باقر تحريرى

18

آسمان توحيد و معرفت (فارسى)

ديگران منتقل مىكند و بر ديگران نيز قابل انطباق مىباشد و نيز به واسطه‌ى قوه‌ى بينايى از اعضا و جوارح خود صورتى در ذهنش نقش مىبندد . در رابطه با شناخت خداوند متعال و اسماء و صفات و ذاتش نيز ادعا شده كه ممكن است انسان به اندازه‌ى ظرفيت وجودى خويش ، شناخت حضورى از او پيدا كند ، البته چون علم حضورى به چيزى جداى از آن چيز نيست ، چنان كه علم حضورى انسان به خويش جداى از مرتبه‌ى وجودى او نيست ، معناى علم حضورى و شهودى پيداكردن به حق تعالى اين مىشود كه پس از پيمودن راه‌هايى ، براى انسان به اندازه‌ى ظرفيت وجوديش ، وجود و حضور حقيقى حق تعالى و اسما و صفات و فعلش كشف و پرده‌بردارى مىشود نه اين كه در اين علم ، چيزى به وجود آيد ، همانند كشف قوانين و واقعيات علمى براى دانشمندان تجربى . اصطلاحاً اين راه را « سير و سلوك » مىنامند ، كه پس از آن شناخت حاصل شده يا ظهور مىكند ، يعنى هر موجودى و هر انسانى شناخت حضورى اوليه فطرى به حق تعالى دارد ، لكن ناآگاهانه يا نيمه‌آگاهانه است ، اما توجهى به آگاهى خود ندارد ، لكن انسان با تحصيل معارف عقلى صحيح و پيمودن راه‌هاى عملى مطمئن با تكيه به وحى الهى ، مىتواند پرده‌هاى غفلت از چهره‌ى قلب او نسبت به آن حقيقت كنار رود و آن حقيقت خود را آشكارا براى او نشان دهد . به اين شناخت اصطلاحاً « عرفان عملى » گفته مىشود كه محصول اعمال خاص جوارحى و قلبى است ، و نحوه‌ى آن به اندازه درك و فهم نويسنده بيان مىشود . انشاءالله .