السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
11
هدايتگران راه نور ، زندگانى بقية الله الأعظم حضرت مهدى (عج) (فارسى)
سپس برخاست و نماز گزارد و خوابيد . حكيمه گويد ؛ براى اينكه ببينم سپيده دميده يانه ، بيرون آمدم . ديدم كه هنوز فجر اوّل است . نرجس خفته بود . در بارهء سخن امام حسن عليه السلام دچار ترديد شدم كه ناگاه حضرت از جايى كه نشسته بود با صداى بلند به من بانك زد : « عمّه شتاب مكن ! هنگام وعده نزديك است » . حكيمه گويد : نشستم و سورههاى « سجده » و « ياسين » را قرائت كردم . در اين حال بودم كه ناگهان نرجس مضطرب از خواب بيدار شد . به طرف او جستم و نام خدا را بر او بردم و آنگاه پرسيدم : آيا چيزى احساس مىكنى ؟ گفت : آرى عمّه . گفتم : روح و قلب خود را قوى نگهدار . اين همان چيزى است كه با تو گفته بودم . مرا سُستى فراگرفت و او را زايمان . ناگهان متوجّه صداى سرورم امام زمان شدم . پرده از نرجس برداشتم . ديدم نوزاد به دنيا آمده و سجدهگاهههاى خويش را بر زمين نهاده و در حال سجده است . او را در آغوش گرفتم . ديدم ( بر خلاف ساير نوزادان ) تميز و پاكيزه است . در اين هنگام امام عسكرى مرا بانگ زد : عمّه ! پسرم را نزد من بياور . او را خدمت امام عليه السلام بردم . امام دست ، زير رانها و پشت بچّه گرفت و پاهاى او را روى سينهء خود گذارد و سپس زبان در دهانش گردانيد و دست بر چشمان و مفصلهاى بدن نوزاد كشيد . « 1 » پس از ولادت اين كودك ، امام حسن عسكرى آداب و رسوم تولّد را به تفصيلى كه در زير مىآيد به اجرا گذارد .
--> ( 1 ) - كمال الدين - صدوق ، ج 2 ، ص 99 .