السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

28

هدايتگران راه نور ، زندگانى حضرت امام حسن عسكرى (ع) (فارسى)

حالات پنهانكارى متمايز شده است . ماجراهاى زير مىتوانند گوشه‌اى از حالات تقيّه را در دوران امام بازگو كنند : الف - داوود بن اسود گويد : سرورم ( امام عسكرى عليه السلام ) مرا فرا خواند و چوبى كه گويا پايه درى بود ، گرد و دراز به اندازهء كف دست ، به من داد و فرمود : اين چوب را به عمرى ( يكى از نمايندگان مقرب آن حضرت ) برسان . به راه افتادم . در خيابانى با يك سقّاء كه استرى داشت رو به رو گشتم . استر راه مرا سدّ كرده بود . سقّاء بانگ زد كه راه را باز بگذار . من همان تكه چوب را بالا بردم و بر استر زدم ، چوب شكست . به قسمت شكستگى چون نگاه كردم ، چشمم به نامه‌هايى كه در آن تعبيه شده بود ، افتاد . شتابان چوب را در آستينم نهان كردم . سقّاء شروع به داد و فرياد كرد و به من و سرورم دشنام داد . « 1 » امام از شيوهء پنهانكارى اين گونه و با اين سطح عالى ، حتّى براى رساندن نامه‌هايش از خانه‌اى به خانهء ديگر و يا از شهرى نزديك به شهر نزديك ديگر ، استفاده مىكرد . در پايان اين ماجرا هم مىبينيم كه حامل نامه به خاطر عدم رعايت اصول پنهانكارى باعتاب شديد مواجه مىگردد . خادم امام به نقل از آن حضرت مىگويد : اگر شنيدى كسى به ما دشنام مىگويد به راهى كه به تو فرموده‌ام برو ، مبادا در صدد جوابگويى بر آيى و يا بخواهى بدانى كه آن شخص كيست ؟ چون من در شهر و ديارى بد

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 283 .