السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
18
هدايتگران راه نور ، زندگانى حضرت امام حسن عسكرى (ع) (فارسى)
4 - از ابو حمزه نصير خادم روايت شده كه گفت : بارها شنيدم كه امام عسكرى عليه السلام با غلامانش و نيز ديگر مردمان با همان زبان آنها سخن مىگويد در حالى كه در ميان آنها ، اهل روم ، ترك و صقالبه بودند . از اين امر شگفت زده شدم و گفتم : او در مدينه به دنيا آمده و تا زمان وفات پدرش در بين مردم ظاهر نشده و هيچ كس هم او را نديده پس اين امر چگونه ممكن است ؟ من اين سخن را با خود گفتم پس امام رو به من كرد و فرمود : خداوند حجّت خويش را از بين ديگر مخلوقاتش آشكار ساخت و به او معرفت هر چيز را عطا كرد . او زبانها و نسبها و حوادث را مىداند و اگر چنين نبود هرگز ميان حجّت خدا و پيروان او فرقى ديده نمىشد . « 1 » 5 - امام را به يكى از عمّال دستگاه ستم سپردند كه نحرير نام داشت تا امام را در منزل خود زندانى كند . زن نحرير به وى گفت : از خدا بترس . تو نمىدانى چه كسى به خانهات آمده آنگاه مراتب عبادت و پرهيزگارى امام را به شوهرش يادآورى كرد و گفت : من بر تو از ناحيهء او بيمناكم ، نحرير به او پاسخ داد : او را ميان درندگان خواهم افكند . سپس در بارهء اجراى اين تصميم از اربابان ستمگر خود اجازه گرفت . آنها هم به او اجازه دادند . ( اين عمل در واقع به مثابه يكى از شيوههاى اعدام در آن روزگار بوده است ) . نحرير ، امام را در برابر درندگان انداخت و ترديد نداشت كه آنها امام را مىدرند و مىخورند . پس از مدّتى به همان محل آمدند تا بنگرند كه
--> ( 1 ) - سيرة الائمة الاثنى عشر ، ص 268 .