السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
15
هدايتگران راه نور ، زندگانى حضرت امام حسن عسكرى (ع) (فارسى)
و مىفرمود : محمّد ! اينها را براى بچّههايت ببر . من گفتم : تمام اينها را ؟ او فرمود : آنها را بردار كه هرگز بهتر از اين نديدم . » « 1 » هنگامى كه طاغوت بنى عبّاس آن حضرت را در بند انداخت ، بعضى از عبّاسيان به صالح بن وصيف كه مأمور زندانى كردن امام بود ، گفت : بر او سخت بگير و او را آسوده مگذار . صالح گفت : با او چه كنم ؟ من دو تن از بدترين كسانى را كه توانستم پيدا كنم ، يافتم و آنها را مأمور وى ساختم و اينك آن دو در عبادت و نماز به جايگاهى بزرگ رسيدهاند . سپس دستور داد آن دو تن را احضار كنند ، از آن دو پرسيد : واى بر شما ! شما با اين مرد ( امام حسن ) چه كرديد ؟ آن دو گفتند : چه توانيم گفت دربارهء مردى كه روزها روزه مىدارد و تمام شب را به نماز مىايستد و با كسى هم سخن نمىشود و به كارى جز عبادت نمىپردازد . چون به ما مىنگرد به لرزه مىافتيم و چنان مىشويم كه اختيارمان از كف بيرون مىشود ! « 2 » همه از ارزش و نهايت كرامت آن حضرت در پيشگاه پروردگارش آگهى داشتند ، تا آنجا كه معتمد خليفهء عبّاسى وقتى در آن شرايط بحرانى و نا آرامى كه هر خليفه تنها يك يا چند سال معدود بر تخت خلافت مىتوانست بنشيند ، روى كار آمد . نزد امام عسكرى عليه السلام رفته از وى خواست كه دعا كند تا خلافت او بيست سال به طول انجامد ( به نظر معتمد اين مدّت در قياس با مدّت زمامدارى خلفاى پيش از وى بسيار
--> ( 1 ) - سيرة الائمة الاثنى عشر ، ص 253 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ص 309 .