السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

57

هدايتگران راه نور ، زندگاني حضرت علي الهادى (ع) (فارسى)

آمد و مرا از مصر به زنجير بسته بيرون برد و همهء اموالم را توقيف كرد . هشت سال در زندان بودم . آنگاه نامهء ديگرى از آن‌حضرت رسيد كه در آن گفته شده بود . در طرف غربى ( بغداد ) منزل مكن . گفتم در زندان اين مطلب را براى من مىنويسد ؟ واقعاً عجيب است ! امّا ديرى نپاييد كه زنجير از دست و پايم گشودند و مرا از زندان آزاد كردند . چون محمّد بن فرج به عراق بازگشت ، مطابق دستور امام در بغداد توقف نكرد و به سوى « سرّمن رأى » روان شد . « 1 » امام هادى عليه السلام همچنانكه به روا ساختن نيازهاى پيروانش توجّه نشان مىداد در تأديب آنان نيز مىكوشيد . از جملهء اين موارد ماجرايى است كه ابو هاشم جعفرى براى ما نقل مىكند و مىگويد : تنگدستى بسيار سختى به من رسيد . نزد امام هادى عليه السلام روانه شدم . به من اجازهء ورود داد و چون نشستم ، فرمود : ابو هاشم كدامين نعمتهاى خداى عزوجل را ميخواهى شكر كنى ؟ ابو هاشم گفت : زبانم بند آمد و ندانستم او را چه پاسخ دهم . پس خود آغاز به سخن كرد و فرمود : « خداى تو را ايمان ارزانى فرمود و بدن تو را بر آتش حرام كرد ، و تو را عافيت داد و بر طاعت يارىات كرد ، تو را قناعت داد و از ريخت وپاش مصونت داشت . ابو هاشم ! من خود به پاسخ گفتن ، ابتدا كردم چون پنداشتم كه تو مىخواهى از كردهء كسى كه در حق تو اين همه نعمت داده ، زبان به شكايت بگشايى ، من دستور داده‌ام كه صد دينار به تو بپردازند .

--> ( 1 ) - همان مأخذ ، ص 140 .