السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

29

هدايتگران راه نور ، زندگاني حضرت علي الهادى (ع) (فارسى)

پس به همين زودى بر حوض كوثر وارد مىشوى و پدرم و جدّم عليهما السلام تو را از آن دور مىرانند » . متوكّل از شنيدن اين سخنان گريست و سپس برخاست و به قصر كنيزانش رفت و فرداى آن روز همان جوان را به حضور طلبيد و به وى انعام گرانمايه‌اى داد و آزادش كرد . « 1 » پنجهء آهنين ستم متوكّل و ظلم فراوان او موجب دشمنى مردم با وى شد . ظلم و بيداد وى حتّى سپاه او را فرا گرفت تا آنجا كه ارتش او به رهبرىافرادى به‌نامهاى بغاى صغير وباغر بر ضد او سر به‌شورش برداشتند و در نتيجه متوكّل و وزيرش فتح بن خاقان كشته شدند وفرزندش منتصر در ماه شوال سال 247 ه به جاى او به خلافت نشست و برادرانش معتز و مؤيد را از ولايت عهدى خلع كرد و در تمام امور و بويژه مسائلى كه با علوىها در ارتباط بود شيوه‌اى مخالف با روش پدرش اتخاذ كرد . دوران خلافت منتصر كه برخى از مورخان از آن به خوبى ياد كرده‌اند ، چندان به درازا نكشيد . مورخان منتصر را شخصى بردبار ، خردمند ، بخشنده ، اهل كار خير ، بسيار منصف ، خوشرفتار و . . معرفى كرده‌اند . « 2 » منتصر پس از گذشت 6 ماه از خلافتش در سال 248 ه از دنيا رفت و مردم با احمد فرزند محمّد معتصم بيعت كردند و به او لقب المستعين

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 213 - 214 . ( 2 ) - همان مأخذ به نقل از ابن اثير ، ج 7 ، ص 29 .