السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

21

هدايتگران راه نور ، زندگاني حضرت علي الهادى (ع) (فارسى)

نامه‌ها و سلاحهايى از پيروان قمىاش دارد و بر اين قصد است كه به حكومت دست‌يابد . متوكّل عدّه‌اى از تركها را به خانهء آن‌حضرت روانه كرد . آنها شبانه به خانهء حضرت يورش بردند امّا چيزى در آنجا نيافتند و خود آن‌حضرت را در اتاقى در بسته پيدا كردند ، او جامه‌اى پشمين بر تن داشت و روى ريگ و خاك نشسته و توجهش به خداى تعالى معطوف بود و آياتى از قرآن را مىخواند . مأموران او را در همان حال نزد متوكّل برده گفتند : در خانه‌اش چيزى نيافتيم و او را ديديم كه رو به روى قبله نشسته است و قرآن مىخواند . متوكّل آن لحظه در مجلس باده‌گسارى نشسته و جام شراب به دستش بود . امام عليه السلام را نزد او بردند . چون متوكّل چشمش به امام افتاد هيبت و بزرگى امام در وى كارگر شد . او را در كنارش نشاند و جامى را كه در دست داشت ، به طرف آن‌حضرت گرفت . امام فرمود : به خدا گوشت و خون من هرگز خمر ننوشيده‌اند ، مرا عفو كن . متوكّل آن‌حضرت را معاف كرد و آنگاه گفت : برايم شعرى بخوان . امام پاسخ داد : من اندكى شعر مىدانم . متوكّل گفت : گريزى نيست . امام كه در كنار متوكل نشسته بود ، آغاز به خواندن اشعار زير كرد : باتوا على قلل الأجبال تحرسهم * غلب الرجال فلم تنفعهم القلل « 1 »

--> ( 1 ) - بر فراز قلّه‌هاى كوههايى كه آنان را نگاهبانى مىكرد خفتند و مغلوب شدند و قله‌ها آنها را سودى نرساند .