السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
17
هدايتگران راه نور ، زندگاني حضرت علي الهادى (ع) (فارسى)
قبول آن را از شما لازم مىداند ، بنابر اين بر من منّت نهيد و از او در خواست كنيد . امام فرمود : اگر خدا خواهد كفايت شوى . چون شب فرا رسيد ، پيغام رسانان متوكّل يكى پس از ديگرى نزد من آمدند . من نزد متوكّل رفتم . فتح بن خاقان كه بر در ايستاده بود ، پرسيد : اى مرد شبانه در خانهات چه چيزى نهان داشتهاى ، اين مرد از بس كه تو را طلبيده مرا به ستوه آورده است ! درون رفتم و متوكّل را ديدم كه بر بسترش نشسته است . پرسيد : اى ابو موسى ! ما از تو غافليم و تو نيز ما را به فراموشى سپردهاى ، چه چيزى از تو پيش من است ؟ گفتم : فلان انعام و فلان رزق و چيزهايى نام بردم و او دستور داد آنها را دو برابر به من دادند . سپس از فتح پرسيدم : آيا امام هادى عليه السلام بدين جا آمد . پاسخ داد : نه . گفتم : يادداشتى نوشته بود ؟ پاسخ داد : نه . آنگاه من بازگشتم . فتح مرا دنبال كرد و به من گفت : شك ندارم كه تو از او خواستى برايت دعا كند . پس از ايشان براى من نيز دعايى خواهش كن . چون نزد امام رفتم ، به من گفت : اى ابو موسى ! اين آبروى رضاست . عرض كردم : به بركت شما سرورم ! امّا به من گفتند كه شما نه پيش متوكّل رفتيد و نه از او درخواستى كرديد . فرمود : خداوند مىداند كه ما در امور مهم جز به دو پناه نمىبريم و در كارهاى دشوار جز بر او توكّل نمىكنيم و ما را عادت داد كه چون از او