السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
41
هدايتگران راه نور ، زندگاني جواد الائمه حضرت محمد بن على (ع) (فارسى)
روزى ابن ابى داوود ، غمگين از نزد معتصم بازگشت . علّت اندوه را جويا شدم و او پاسخ داد : از آنچه امروز از اين سياه ( اشاره به امام جواد كرد ) در پيشگاه اميرالمؤمنين بر من رسيد ، اندوهگينم . پرسيدم : مگر چه پيش آمده است ؟ گفت : دزدى را آنجا آوردند كه به دزدى خود اقرار كرده بود و خليفه خواست بر او حد جارى كند . لذا فقها را گردآورد و امام جواد را نيز حاضر كرد و از ما پرسيد كه دست دزد را از چه ناحيهاى بايد قطع كرد ؟ من گفتم : بايد از بند دست قطع كرد . پرسيد : چه دليلى براى اين سخن دارى ؟ گفتم : چون دست از انگشت است تا كف و خداوند در آيهء تيمّم فرموده است : ( فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِنْهُ ) « 1 » . « پس از آن ( خاك ) بر رويها و دستهاى خود بماليد . » عدّهاى از حاضران نيز با من هم عقيده شدند . برخى ديگر از فقها گفتند : بايد دست دزد را از آرنج قطع كرد . چون خداوند در آيه وضو مىفرمايد : ( وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ ) « 2 » . « . . ودستهاى خويش را تا آرنجها بشوييد . » اين آيه دلالت مىكند كه دست تا آرنج است . در اين لحظه معتصم به امام جواد رو كرد و پرسيد : اى ابو جعفر . شما چه مىگوييد ؟ آنحضرت گفت : حاضران در اين باره سخن گفتند . معتصم گفت : من با سخن آنها كار
--> ( 1 ) - سورهء مائده ، آيهء 6 . ( 2 ) - سورهء مائده ، آيهء 6 .