السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
59
هدايتگران راه نور ، زندگانى ثامن الائمه امام علي بن موسى الرضا (ع) (فارسى)
چيزى نيست كه نفسم از آن سخن گويد . حال آنكه من در مدينه بودم ، بر مركوبم مىنشستم و در جادهها رفتوآمد مىكردم . مردم مدينه و ديگران نيازهايشان را از من درخواست مىكردند و من آنها را برآورده مىساختم و آنان همچون عموهاى من بودند . نامههايم در شهرها نافذ بود و تو نعمتى بر من نيافزودى ، آنها از خدا بود . مأمون با شنيدن اين سخنان گفت : من به قولى كه به تو داده بودم ، وفا خواهم كرد ) . « 1 » يكى از بزرگترين نشانههاى آشكار فضل امام هشتم ، مجالس مناظره و بحث و گفتگويى بود كه گاهى به وسيلهء مأمون تشكيل مىشد . اينك اجازه دهيد با هم در يكى از اين مجالس حاضر شويم و ببينم در آنجا چه مىگذرد : حسن بن محمّد نوفلى گويد : ما در پيشگاه حضرت رضا عليه السلام در حال گفتگو بوديم كه ياسر ، پيشكار امام رضا ، وارد شد و عرض كرد : سرورم ! امير تو را سلام مىرساند و مىگويد : برادرت به فدايت ! اصحاب انديشهها و پيروان اديان و متكلمان از هر كيش و آيينى به نزد من گردآمدهاند اگر گفتگو و مناظرة با آنان را خوش داريد ، فردا صبح به نزد ما بياييد و اگر آمدن بدينجا بر شما گران است ، خود را رنجه مكنيد و اجازه دهيد كه ما خدمت شما برسيم . امام به ياسر فرمود : به امير سلام برسان و بگو من از خواسته تو آگاه شدم و فردا صبح ، اگر خدا بخواهد ، به نزد تو خواهم آمد .
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 144 .