السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

44

هدايتگران راه نور ، زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي (ع) (فارسى)

وى مىگويد : با امام باقر در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم . تازه امام سجّاد به شهادت رسيده بود . در اين هنگام دوانيقى و داوود بن سليمان به مسجد داخل شدند . اين واقعه قبل از زمانى بود كه حكومت به دست فرزندان عبّاس افتد تنها داوود به نزد امام باقر آمده و آن‌حضرت از او پرسيد : چه چيز دوانيقى را از آمدن باز داشت ؟ داوود پاسخ داد : او جفا مىكند . امام فرمود : روزها سپرى شود تا آنگاه كه وى بر مردم ولايت كند ، وبرگرده حرام سوار شود و خاور و باختر اين ديار را با طول عمر خود مالك مىشود و چنان گنجينه‌ها از اموال انباشته مىكند كه كسى پيش از او اينقدر گرد نياورده است . پس داوود برخاست و اين خبر را به دوانيقى رساند . دوانيقى به نزد امام آمد و عرض كرد : جز جلال و ابهّت تو هيچ چيزى مانع من از نشستن در كنار شما نبود . اين چه خبرى است كه داوود به من داد ؟ آن‌حضرت فرمود : آنچه گفتم روى مىدهد . دوانيقى پرسيد : آيا حكومت ما پيش از حكومت شماست ؟ امام باقر فرمود : آرى . دوانيقى پرسيد : آيا پس از من يكى ديگر از فرزندانم حكومت مىكند ؟ امام پاسخ داد : آرى . دوانيقى پرسيد : آيا مدّت حكومت بنى اميّه بيشتر است يا مدّت حكومت ما ؟ آن‌حضرت فرمود : مدّت حكومت شما ، و بچّه‌هاى شما اين حكومت را به دست مىگيرند و چنان با آن بازى مىكنند كه انگار با توپ بازى مىكنند اين خبرى است كه پدرم به من فرموده است .