السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

29

هدايتگران راه نور ، زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي (ع) (فارسى)

سرسخترين دشمنان حضرت على و خاندان وى به شمار مىرفت . وى مىگفت : اگر بدانم در زمين كسى هست كه با من بر سراين نكته بحث كند كه على اهل نهروان را كشته و در اين خصوص مرتكب ستمى نشده هر آينه به سوى او مىشتابم . از او سئوال شد : اگر در ميان فرزندانش كسى باشد كه اين پرسش تو را پاسخ گويد چطور ؟ عبداللَّه گفت : آيا مگر در ميان فرزندان او دانشمندى وجود دارد ؟ به وى گفته شد : اين آغاز نادانى توست آيا مگر اين خاندان هيچ گاه از وجود دانشمند تهى مىماند ؟ ! عبداللَّه گفت : دانشمند امروز آنان كيست ؟ پاسخ گفتند : محمّد بن على بن الحسين بن على . عبداللَّه به همراه تنى چند از بزرگان ياران خويش به سوى امام باقر روانه شد و به مدينه در آمد و از امام باقر اذن ورود خواست . به ان حضرت عرض شد اين عبداللَّه بن نافع است . امام فرمود : او را با من چه كار كه هر روز ، در صبح و شام از من و پدرم ، بيزارى مىجويد ؟ ابو بصير كوفى به آن‌حضرت عرض كرد : فدايت شوم او ادعا مىكند كه اگر بداند كسى در زمين وجود دارد كه با وى بر سر اين نكته بحث كند كه على نهروانيان را كشت و در اين خصوص مرتكب ستمى نشده هر آينه به سوى او مىشتابد . امام باقر به ابو بصير گفت : آيا فكر مىكنى كه او به قصد مناظره آمده است ؟ ابو بصير عرض كرد : آرى . امام فرمود : اى غلام برو بار او را بر زمين گذار و به وى بگو كه فردا نزد ما بيايد .