السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
18
هدايتگران راه نور ، زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي (ع) (فارسى)
همان خاستگاه پيامبرى پيامبران را تكذيب مىكردند و اين خاستگاه همان جهل به مقامى است كه براى انسان مخلص و خداگر اختصاص داده شده است . اينان هنگامى كه « مجبور » شدند نبوّت را به رسميّت بشناسند وابعاد آن را نشناختند كوشيدند تا آنجا كه ممكن است از شأن و مقام آن بكاهند و تا آنجا كه مىتوانند سعى ميكنند معجزات و مقامات والاى آنان را انكار كنند و چون در اين هدف ناكام شدند ، از قدر اوصياء مىكاهند و كرامات و برخوردارى آنان را از علم ، آن هم از سر چشمهاى غيبى و به صورت الهام ، نفى كردند . حال آن كه اگر اينان با خود و با حق منصفانه برخورد مىكردند و پس از آن همه دلايل محكمى كه از خلال بررسى و پژوهش سخنان آنان به دست مىآمد ، بدون هيچ تعصب كوركورانه يا پيشداورى هيچ مانع عقلى براى اعتراف به اين نكته نمىيافتند . امام باقر نيز همچون ديگر ائمه عليهم السلام با دو گروه متفاوت از مردم برخورد داشت . در همان هنگامى كه برخى وى را از جنس بشر نمىدانستند و به سبب غلوى كه در اين خصوص نشان مىدادند از مرز دين فراتر مىرفتند ، برخى ديگر اصلًا وابداً مقام و الا و بزرگ حضرتش را به رسميّت نمىشناختند ! ! يكى از افراد گروه نخست ، مغيرة بن سعيد بود كه راه غلو پوييد و بر امام باقر دروغ بست تا آنجا كه امام در بارهء او به يكى از يارانش به نام سليمان لبان فرمود : هيچ مىدانى داستان مغيرة بن سعيد مانند كيست ؟ سليمان گفت : نه .