السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

60

هدايتگران راه نور ، زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (ع) (فارسى)

مرگ فرزند كوچك خويش احساس اضطراب و اندوه نمىكند ! 5 - برخى از حاجيانى كه ميان مكّه و مدينه رفت و آمد مىكردند ، خوابيدن در مسجد النبى صلى الله عليه و آله را بر كرايه كردن محلّى براى خواب ، ترجيح مىدادند . يك بار يكى از آنان خفته بود و امام صادق در كنارش نماز مىگزارد . چون مرد بيدار شد كيسهء پولش را نيافت . ناگهان متعرّض امام كه نمىشناختش شد و به آن‌حضرت گفت : تو كيسهء پول مرا دزديدى ! امام از او پرسيد : چقدر پول در آن بود ؟ مرد پاسخ داد : هزار دينار امام او را به منزل خويش برد و هزار دينار به وى داد . مرد رفت و پس از چندى كيسهء پول خود را كه در آن هزار دينار بود پيدا كرد . بنابراين پولى را كه از امام گرفته بود ، با پوزش و عذر بسيار نزد آن‌حضرت آورد ، امّا ايشان از گرفتن پول خوددارى كرد و فرمود : چيزى كه از دستانم بيرون آمد ديگر به سوى من بازنگردد ! مرد از نزد امام خارج شد و از مردم پرسيد : اين مرد كيست ؟ به او گفتند : او جعفر بن محمّد است . مرد گفت : چنين كسى نا گزير بايد چنين رفتارى داشته باشد ! « 1 » پايدارى و درستكارى 1 - امام جعفر بن محمدالصادق عليه السلام را فرزندى بود به نام « اسماعيل » .

--> ( 1 ) - الامام الصادق - علّامه مظّفر ، ج 1 ، ص 258 .