السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
43
هدايتگران راه نور ، زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (ع) (فارسى)
او [ امام صادق عليه السلام ] اجازه داد كه با تو بيايد ، رخ بر زمين نه و اگر با آوردن عذر و بهانه از آمدن خوددارى ورزيد در اين باره اختيار را به خود او واگذار ، و اگر تو را فرمود كه در آمدن به نزد او تأنى جويى آسان بگير و كار را سخت مكن و قبول عفو كن و در گفتار و كردار تندى و خشونت به خرج مده . ربيع گويد : من بر در سراى امام آمدم و آنحضرت را در خلوت خانهاش يافتم و بدون اذن ورود ، درون خانه شدم . او را ديدم كه گونههايش را - به حال سجده - بر خاك گذارده . . و كف دست خود را به سوى آسمان برده ، در حالى كه آثار خاك بر چهره و دستان او نمايان بود . شايسته نديدم كه لب به سخن بگشايم تا آنكه او از نماز و دعا فراغت يافت و چهرهاش را برگرداند . گفتم : سلام بر تو اى ابو عبداللَّه . فرمود : سلام بر تو برادرم . چرا اينجا آمدى ؟ عرض كردم : پسر عمويت به تو سلام رساند و چنين و چنان گفت . او با شنيدن سخنان منصور فرمود : واى بر تو اى ربيع ! ( أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ) « 1 » . « آيا هنگام آن فرا نرسيد كه مؤمنان دلهاشان به ياد خدا و آنچه از حقّ فروفرستاده ، خاشع گردد و همچون كسانى كه پيش از اين كتاب داده شدند
--> ( 1 ) - سورهء حديد ، آيهء 16 .