السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
53
هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى)
« آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله به سپاهى كه در هنگام بيمارىاش كه منجر به مرگ او شد ، اسامة بن زيد را به فرماندهى آن گماشته بود دستور حركت داد . پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ يك از اعراب و از قبايل اوس و خزرج و ساير مردم را كه از خلافت و منازعه آنان انديشناك بود و نيز هيچ يك از كسانى كه مرا به ديدهء دشمنى مىنگريستند ، از كسانى كه پدر يا برادر يا دوستشان را كشته بودم ، باقى نگذاشت مگر آنكه آنان را هم به ملحق شدن به آن سپاه فرمان داد . همچنين آنحضرت هيچ يك از مهاجران و انصار و مسلمانان و غير مسلمانان و اهل كتاب و منافقان را در شهر بازنگذارد مگر آنكه آنها را هم در سپاه اسامه جاى داد تا بدين وسيله دلهاى كسانى كه در شهر بودند با من يكى باشد و كسى سخنى نگويد كه موجب آزردگى حضرتش شود و مانعى مرا از رسيدن به ولايت و رسيدگى به حال مردم پس از وى باز ندارد . آخرين سخنى كه پيامبر دربارهء كار پيروانش بر زبان راند اين بود كه سپاه اسامه روانه شود و هيچ يك از افرادى كه بدان سپاه گسيل داشته بود ، از آن تخلّف نورزند و در اين باره به سختى سفارش فرمود و بسيار اشاره و تأكيد كرد . ولى پس از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله جان داد جز همان افرادى را كه اسامة بن زيد گسيل داشته بود كس ديگرى را نديدم . آنان همگى جايگاههاى خود را ترك گفته و مواضع خود را خالى گذارده بودند و دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله را درآنچه كه بدان گسيلشان داشته بود و بديشان فرموده بود كه با فرماندهء خود همراه باشند و زير پرچم او حركت كنند تا مأموريّتى كه براى آنان