السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

34

هدايتگران راه نور ، زندگانى امير مؤمنان امام على بن أبي طالب (ع) (فارسى)

على عليه السلام آگاه شد . على شمشير الهى بود كه هيچ‌گاه كُند نمىشد و چونان تيرى براى اسلام بود كه هيچ وقت به خطا نمىرفت . هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله ، اسلام را در خطر مىديد على را به صحنه مىآورد و هرگاه دشمنان راه طغيان و سركشى پيشه مىكردند ، به واسطهء على عليه السلام آنان را وحشت‌زده و هراسان مىساخت . فتح دژهاى خيبر يهود همواره در جزيرة العرب خطر بزرگى ، به شمار مىآمدند . آنان در دژهايى كه در مكانهايى مناسب بنا مىكردند ، سكنى مىگزيدند . يهود عهد خود را با پيامبر زيرپا نهادند و در جنگ احزاب همراه با مشركان بر عليه مسلمانان وارد كار شدند . چون مسلمانان ، به سبب انعقاد پيمان صلح حديبيه از شرّ قريش آسوده خاطر شدند ، پيامبر با يارانشان به طرف بزرگترين دژ يهوديان در خيبر حركت و آن را محاصره كردند . پيامبر هر روز يكى از فرماندهان را براى فتح آن دژ مىفرستادند ، امّا آنان ناكام بازمىگشتند . ابن اسحاق روايت كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله ابو بكر و سپس عمر را براى فتح دژ فرستادند امّا آنان كارى از پيش نبردند . آن‌حضرت كسان ديگر را گسيل داشتند كه آنان هم نتوانستند قلعه را فتح كنند . آنگاه بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخن معروف خود را فرمود : « به خداى سوگند ! فردا پرچم را به مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسول هم او را دوست مىدارند » . هريك از مسلمانان آرزو مىكرد كه اى كاش اين كس خود او باشد !