السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
96
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين (ع) (فارسى)
و سجدهء شكرى به جاى آورد . . . در روايت زهرى از سعيد بن مسيب نقل شده است كه سعيد گفت : مردم از مكّه بيرون نمىشدند تا آنكه على بن الحسين ، سيد العابدين عليه السلام ، بيرون آيد . پس آنحضرت از مكّه خارج شد من نيز با وى بودم . او در يكى از منازل بين راه فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد و در سجودش تسبيح گفت . پس هيچ درخت و كلوخى نماند جز آنكه همراه با حضرتش خداى را تسبيح مىكردند . ما از تعجب ، فرياد سر داديم . آنحضرت سر خود را بالا آورد و پرسيد : اى سعيد آيا فرياد سر مىدهى ؟ ! گفتم : بلى اى فرزند رسول خدا . آنگاه آنحضرت فرمود : اين تسبيح اعظم است . پدرم از جدّم و او از رسول خدا صلى الله عليه و آله برايم روايت كرد كه فرمود : با اين تسبيح ، هيچ گناهى بر جاى نمىماند . گفتم : اين تسبيح را به ما نيز بياموز . در روايت على بن زيد از سعيد بن مسيب آمده است كه آنحضرت در سجودش تسبيح گفت . پس هيچ درخت و كلوخى در گردا گرد آنحضرت نبود مگر آنكه به همان تسبيح امام سجّاد عليه السلام مترنّم بودند . من و اصحابم از ديدن اين صحنه به شگفت افتاده بانگ سر داديم . سپس امام فرمود : « اى سعيد ! زمانى كه خداوند متعال جبرئيل را آفريد ، اين تسبيح را به دو الهام فرمود . پس آسمانها و هر كه در آنها بود با اين تسبيح اعظم وى را تسبيح گفتند و اين اسم اكبر خداى عزّوجل است . اى سعيد ! پدرم حسين از پدرش از رسول خدا صلى الله عليه و آله از جبرئيل از خداوند جلّ جلاله نقل كرده است كه فرمود : هيچ بندهاى از بندگانم به من ايمان نياورد و تو را تصديق نكرد