السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
46
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين (ع) (فارسى)
آخرين پادشاه ساسانى « يزدگرد سوّم » بوده است . امپراتورى ايران ، همچون هر نظام جاهلى ديگر بر ظلم و ستم و سياستهاى طبقاتى استوار بود . با درخشيدن نور اسلام ، اين نظام همچون درختى پوك و پوسيده كه از وزش بادهاى سهمناك ريشه كن مىشود ، نابود شد . پادشاه ايران از شهرى به شهرى مىگريخت تا آنكه سر انجام در خراسان به قتل رسيد و خانوادهاش در همان شهر ماندگار شدند تا آنكه خراسان در روزگار خلافت عثمان در سال 32 هجرى به دست مسلمانان فتح شد و خانوادهء امپراتور مقتول ايران ، به اسارت مسلمانان در آمدند و به مدينه آورده شدند . چون آنها را در پيشگاه خليفه سوّم و اصحاب بزرگ پيامبر حاضر كردند ، امير مؤمنان على بن ابيطالب عثمان را به گراميداشت خاندان يزد گرد تشويق كرد و بدين منظور حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله را براى او خواند كه فرموده بود : « عزيزان قومى را كه به ذلّت افتادهاند ، گرامى داريد » . شايد يكى از حكمتهاى اين سخن دلجويى از مردمى باشد كه همواره سران وبزرگان خود را مورد احترام قرار مىدادند ، تا مبادا پردههاى كينه و دشمنى ميان آنان و پذيرش اسلام ، مانعى ايجاد كند . چون عثمان در اين باره درنگ كرد ، امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « به خاطر خدا سهم خود و سهم بنى هاشم را از اينان آزاد كردم » . انصار و مهاجران نيز در اين كار از آنحضرت پيروى كردند . خليفه هم چارهاى جز اين فرا روى خود نديد . آنگاه امام على پيشنهاد داد كه هر يك از اسرا را به حال خود بگذارند تا همسرى مناسب براى خود برگزينند .