السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

53

هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى)

بن على عليه السلام ، كه پسر عمويش مسلم بن عقيل را به سوى آنان روانه مىكند ، پشت مىكند . چرا كه ابن زياد به كوفه گسيل مىشود و به آنان قول مىدهد كه به سهم هر يك « ده تا » بيفزايد . كوفيان نيز با شنيدن اين وعده به ابن زياد ملحق مىشوند و در زير پرچم او سبط رسول خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت آن‌حضرت را به فجيع‌ترين وضع مىكشند و اصلًا از ابن زياد نمىپرسند كه منظورش از « ده » چيست . بعداً معلوم مىشود كه منظور ابن زياد از ده فقط ده دانه خرما بوده است ! ! چه بسا كوفيان به خود وعده مىداده‌اند كه حتماً منظور از ده ، ده دينار بوده است ! كوفيان از جنگ خسته شده بودند و به زندگى راحت و آسوده مىانديشيدند . و اهل بصيرت كه پيرامون حضرت امير عليه السلام گردآمده بودند و از ايشان دفاع ميكردند و روز قيامت را به مردم تذكر مىدادند و فضايل امام به حقّ خود را براى آنان باز مىگفتند ، در ميان آنان حضور نداشتند . ديگر عمار ياسر ، كه در روز صفيّن فرياد مىزد « پيش به سوى بهشت » در كوفه نبود . ديگر مالك اشتر آن يار دلاور و پيشگام و فرماندهء جنگى زيرك اميرمؤمنان در ميان كوفيان حضور نداشت . مردى چون « ابن التيهان » كه اميرمؤمنان او را برادر خود مىدانست و در غيابش آه حسرت سر مىداد ، بين كوفيان نبود . ديگر هيچ نشانى از ياران آگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و على عليه السلام ، كه به آنها اعتماد مىكرد و در ادارهء جنگها از ايشان كمك مىگرفت ، در جامعهء كوفه ديده نمىشد . . . .