السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

44

هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى)

شما خود را به كشتن مىدهيد » . پس از شايع ساختن اين خبر در ميان سپاهيان ، معاويه با اعطاى مال و دادن وعده ، كوشيد تا نظر فرماندهان سپاه را به سوى خود جلب كند . فرماندهان نيز پنهانى به اردوگاه معاويه رفت و آمد مىكردند . عبيد اللَّه خبر اين ماجرا را طى نامه‌اى براى امام حسن نوشت . توطئه‌هاى معاويه در همين حد چندان اهميّت نداشت ، اما همين كه وى توانست وجدان فرماندهء كل سپاهيان امام حسن را بخرد ، اين توطئه‌ها رنگ ديگرى به خود گرفت . معاويه نامه‌اى خطاب به عبيداللَّه نوشت و در آن گفت : حسن دربارهء صلح به من نامه نگاشته است و امر را به من تسليم خواهد كرد پس اگر تو همين حالا در اطاعت من پاى نهى ، از فرماندهان من خواهى بود و گرنه دنباله رو من خواهى شد ، و اگر تو سخن مرا همين الآن بپيذيرى هزار هزار درهم به تو خواهم بخشيد كه نيمى از آن را در همين وقت و نيم ديگر را پس از آنكه به كوفه وارد شدم به تو خواهم داد . در حقيقت معاويه در اين نامه براى فريفتن عبيداللَّه به سه ترفند متوسّل شد . نخست آنكه به وى گفت : كه حسن به او دربارهء صلح نامهء نگاشته است . اين نخستين عاملى بود كه عبيداللَّه را به لرزه در آورد . عبيداللَّه حتماً با خودش گفته است : اگر واقعاً چنين باشد پس چرا من شهرت و آوازهء خويش را در تاريخ لكه دار كنم و بار سنگين خونهايى را كه تحت فرماندهى من ريخته مىشود ، بر دوش گيرم . ترفند دوم معاويه آن بود كه وى گفت : متبوع باش . يعنى او را به دادن رياست فريفت و بالاخره ترفند سوم آن بود كه به وى وعدهء پاداش يك