السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
20
هدايتگران راه نور ، زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن علي (ع) (فارسى)
دهيم كه پروردهء رسول خدا از ديگر مردمان به جانشينى آنحضرت سزاوارتر است . وفات پيامبر . . و انحراف مسلمانان تنها هشت بهار از عمر امام حسن مىگذشت كه رسول اسلام به رفيق اعلى پيوست ( سال 11 هجرى ) . اين حادثه جانگداز در قلب امام حسن تأثير بسيارى گذارد و آتش غم و اندوه را در دل او شعله ور ساخت . هنگامى كه حكومت ، كه حقّ شرعى امير مؤمنان على بود ، از آنحضرت سلب شد ، حسن اندوه و خشم بيشترى در خود احساس مىكرد . نه به آن خاطر كه پدرش از حقّ مشروع خويش يا منصبى كه وى شايستهء آن بود باز داشته شد و يا اينكه دنيا از او روى برتافته و به ديگران روى نموده است ، هرگز ، بلكه امام حسن به انحراف مسلمانان از جادهء مستقيم حقّ مىنگريست كه اين خود به معنى سقوط در ورطهء گمراهى و بازگشت به همان مفاسد روزگار جاهليّت بود ، آن هم پس از مدتى كه از گمراهى ، نجات يافته و از مفاسد آزاد شده بودند . از اين رو ، وى افسرده مىشد و اندوهش شدّت مىيافت . روزى به مسجد رفت و خليفه اوّل را ديد كه بر منبر جدّش و بلكه بر منبر پدرش براى مردم سخنرانى مىكند . ناگهان دلش از درد و اندوه لبريز شد و يكپارچه به خشم و غضب مبّدل گشت . صفوف مردم را شكافت تا به منبر رسيد و سپس خطاب به خليفه گفت : از منبر پدرم فرود آى . . . خليفه خاموش ماند و حسن دوباره سخن خود را تكرار كرد و اندكى ديگر