السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

54

هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى)

صداى شيون و فرياد را شنيد كه از خانه رسول خدا بلند شد . اتاق پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك اتاق فاطمه بود ، فاطمه سرآسيمه و وحشت زده به سوى اتاق پيامبر رفت كه ناگهان خبر درگذشت پدرش را شنيد . رحلت پيامبر تأثير عميقى در دل فاطمه نهاد به گونه‌اى كه پس از اين واقعه هيچگاه او را خندان نديدند ، مگر وقتى كه به وى الهام شد مرگش نزديك شده ، و هنگام آن فرا رسيده است كه او نيز به پدرش ملحق گردد . فاطمه زهرا پس از وفات پدر همواره بيمار و نزار بود و لحظه به لحظه از شدّت غم رنجورتر مىشد . فاطمه عليها السلام چنان بر پدرش مىگريست كه مردم مدينه از اين بابت به امير مؤمنان گلايه كردند و از وى خواستند كه فاطمه زهرا ، يا شب گريه كند يا روز . امّا فاطمه وقتى كه اين درخواست را شنيد بيشتر گريست و دست از گريستن برنداشت مگر آن كه آنقدر بگريد تا به پدرش ملحق شود و افزود : من اندكى بيش درميان اين مردم درنگ نخواهم كرد . گريه فاطمه انگيزه‌اى دينى داشت ، همچنان كه مخالفان گريه وى ، نيز از پيشنهاد خود هدفى سياسى را تعقيب مىكردند . زيرا وقتى فاطمه زهرا مىگريست توجّه‌مردم به دو كه محبوب خاصّ پيامبر اسلام بود جلب مىشد . ويژگيهاى بزرگ اخلاقى الف - خداپرست و زاهد : 1 - ابن شهرآشوب از حسن بصرى روايت كرده است كه گفت : در ميان اين امّت كسى از زهرا عابدتر نبود ، او آنقدر به نماز مىايستاد كه پاهايش