السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
26
هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى)
گذارده بود ، امّا در همين حال افرادى از قريش به وى نزديك شدند و زهدان شتر بر سرش انداختند . فاطمه كه نظارهگر اين صحنه بود پيش آمد و زهدان را از سر پدر برگرفت و دور انداخت . اندوهى بسيار قلب فاطمه را در خود فرو گرفته بود . فاطمه شاهد بود كه پدرش سفرى به طايف كرد تا مردم آن ديار را به سوى خداوند فرا خواند امّا هيچ كس به دعوت آنحضرت پاسخ نگفت . فاطمه نظارهگر روزى بود كه مادرش خديجه عليها السلام پريشان حال در بستر مرگ مىغلتيد و واپسين نفسهايش را مىكشيد درحالى كه از مال دنيا هيچ نداشت . و اين همان خديجهاى بود كه قافله تجاريش كوهها و درههاى حجاز را پُر مىساخت امّا پس از پذيرش اسلام از آن همه مال و ثروت حتّى آن قدر نداشت تا براى خود كفنى تهيه كند . آرى او فداكاريهاى مادرش خديجه را در راه دين خدا ديده بود . شاهد بود كه چگونه مادرش در اين راه از خود گذشتگى نشان مىداد و با تمام نيرو و توان خويش از دين دفاع مىكرد . فاطمه از ديدن اين همه ايثار و فداكارى درس زندگى گرفت ، و ديدن اين صحنهها ، در روح او مفاهيمى زنده و پويا پديد مىآورد و زندگى و تلاش را در وجدان درونى او جان مىبخشيد . بار اندوه مرگ مادر ، همراه قهرمانيهاى او در دلش عجين مىگشت . خديجه براى او تنها يك مادر نبود بلكه او مادر فاطمه و مادر همه مردان و زنان با ايمان و مدافع حقّ بود و در راه دين با تمام تاب و توان