السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

23

هدايتگران راه نور ، زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا (س) ( فارسى)

مىيافت . ثروت خديجه در راه نشر دعوت اسلام به مصرف مىرسيد و اينك از آن ثروت بىكران و تجارت گسترده چيز چندانى بر جاى نمانده بود . از اين رو خديجه از يك سو شتابان به سوى فقر پيش مىرفت و از سوى ديگر ، به خاطر موضعگيريهاى سرسختانه‌اش در برابر انديشه‌هاى ارتجاعى كه ساير زنان قريش بدانها خوگرفته بودند و به دفاع از آن مىپرداختند ، تنها و بىكس شده بود . زيرا آنان او را رها ساختند و از رفت و آمد با او خوددارى كردند . شكاف ميان مسلمانان و قريش روز به روز عميقتر مىشد . دشمنى ومخالفت قريش با پيامبر و احساس ضرورت انتقام ، اوضاع را بدتر از بد مىكرد . در بيستمين روز از ماه جمادى الثانى ، خديجه به دنبال زنان قريش قاصدى فرستاد تا وى را به هنگام وضع حملش يارى رسانند . امّا آنان ، سرزنش‌كنان خواسته‌اش را رد كردند و كمك خود را از وى دريغ داشتند . خديجه دل شكسته و غمگين نشست . چراكه در آن روزگار مرسوم بود كه زنانى را براى انجام چنين امورى استخدام كنند . همچنين از وجود زايشگاه و بيمارستان هم خبرى نبود . بنابراين پيداست كه يك زن در چنين موقعيتى به كسى نياز دارد تا او را مدد برساند . . . . او دل شكسته و افسرده بود و حقّ هم داشت . آيا مگر او تا ديروز سرور زنان قريش و بانوى حجاز نبود كه بازرگانى شمال و جنوب جزيرهء عربستان بر ثروت و متاع تجارى او دور مىزد ؟ امّا از هنگامى كه او