السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)
17
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى)
تربيت نادرست و يا بى توجّهى خانواده آنها به كژ راهه نيفتادهاند ، زيرا در جوامع مسلمانان بيشتر اوقات ، پدران نسبت به فرزندان خود عاطفهاى دارند كه موجب مىشود به وظيفهء تعليم و تربيت آنها عنايت داشته باشند ، ليكن نسل جديد با روشنى بسيار باز و بدون هيچگونه مرز و بصيرتى باز دارنده و نگهدارنده ، به سوى جريانهاى فكرى يورشگر رفته و از همين رو در معرض وزش گرد و بادهاى مسمومى قرار گرفته است كه فرهنگ بىدينى غرب و يا شرق بر آنها مىدمد و اين بر نسل جديد اثر نهاده است و در پايان كار به فسق ، انحراف و احتمالًا كفر و الحاد كشيده مىشود . كودك در سرزمين اسلامى خود ، با ايمان رشد مىكند ، ولى هنگامى كه راهىِ مراكز آموزشى جديد مىشود نخستين چيزى كه به دو مىرسد ، شك در ايمان خالصانهاى است كه با خود به آن مركز آموزشى برده ، زيرا شيوههاى آموزشى وارداتى هدفى جز مسخ هويت فرزندان مؤمن ما ندارد و بدين ترتيب اين شك خيلى زود با پشت سر نهادن مراحل تحصيلى به طرح ترديدها ، مغالطهها و آنگاه به فسق و انحراف منجر مىشود و در برخى موارد جوان ، سر نوشتى نخواهد داشت ، مگر سقوط در پرتگاه كفر و بىدينى . ما نيز به سهم خود در معرض اين امواج قرار داريم . شايد امروز فرهنگ اسلامى ، ما را در بر گرفته باشد ، ولى آيا مىتوانيم استمرار اين احاطهء فرهنگى را ضمانت كنيم ؟ اين احتمال وجود دارد كه شرايط تغيير كند و منابع فرهنگى - دينى كه از آنها الهام مىگيريم از دسترس ما بيرون رود و در آينده با شرايط فكرى واژگونهاى زندگى كنيم ، كه ممكن است در سرزمينى ماندگار شويم كه از ما ، انديشههاى ما ، آداب و اخلاق ما فاصلهء بسيار داشته باشد و در آنجاست كه نسبتِ گرايش ما به سوى فساد و فرهنگ بى دينى فزونى مىيابد ، چرا كه اسلام از ما گرفته شده است و ديگر چگونه خواهيم توانست بدون سلاح از خويش دفاع كنيم ؟ برخى مىگويند من مؤمن هستم و مؤمن خواهم مرد ، ليكن پرسش ما پيرامون