السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: خاكرند)
36
احكام خمس (فارسى)
« يا عليّ ، إنّ عبدالمطّلب سنّ في الجاهلية خمس سنن أجراها اللَّه له في الإسلام ( إلى أن قال ) ووجد كنزاً فأخرج منه الخمس وتصدّق به فأنزل اللَّه : ( وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ ) » . « اى على ! عبدالمطّلب در جاهليّت پنج سُنّت را برجاى گذاشت كه خداوند آن را در اسلام مقرّر نمود ( تا اينكه فرمود : ) گنجينهاى را يافت و خُمس آن را بعنوان صدقه تقسيم نمود و خداوند آن را طبق آيه : ( وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ ) « واى مؤمنان بدانيد كه هرچه بشما غنيمت و فائده رسد خمس آن از آن خدا و . . . » را مقرّر نمود . 2 / در كتاب ( المقنعه ) ذكر شده است كه جمعى از مؤمنين از امام رضا عليه السلام دربارهء گنج چنين سئوال نمودهاند ؛ مقدار ارزش گنج كه خُمس به آن تعلّق مىگيرد ، چقدر است ؟ امام فرمودند : مقدارى كه بايد از آن زكات پرداخت شود به همان مقدار خُمس تعلّق دارد و اگر به آن مقدار كه بايد زكات داد ، نرسد ، خمس نيز بر او تعلّق ندارد . « 1 » » احكام 1 - آنچه از بقاياى زندگى نسلهاى گذشته بدست مىآيد و نزد عقلا ارزش داشته باشد ، به آن گنج مىگويند ، و تفاوتى ميان اينكه گنج ارزش ذاتى داشته باشد مثل معادن گرانبها و يا سنگهاى قيمتى يا ارزش باستانى ، نظير سفال عتيقه و يا كتاب خطّى و مانند آن وجود ندارد ، همچنين فرقى ميان اينكه اين دفينه در دل خاك و يا ميان
--> ( 1 ) - همان منبع ، ص 346 ، حديث 6 .