إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي
المقدمة 3
الغارات
در أصفهان روايت كرد ، پس جماعتى از قميين مانند أحمد بن محمد بن خالد وغير أو به أصفهان رفتند واز أو خواهش نمودند كه بقم منتقل شود قبول ننمود ودر أصفهان أقامت فرمود . مؤلف گويد : از اينجا معلوم شد كه أهل أصفهان در آن أعصار غير امامي بودند بلكه از جاى ديگر معلوم شده كه در طريق نصب وعناد بودند پس أحاديثى كه در مذمت أهل أصفهان وارد شده محمول بر زمانهاى سابق است " . آنگاه سه حديث كه بر اين مدعا دلالت ميكند نقل كرده وگفته است : " أحاديث مذكور وأمثال اينها تمام مخصوص همان زمانها بوده والا در ازمنهء متأخره خصوص از زمانهاى سلاطين صفويه تا زمان ما بحمد الله بلدهء أصفهان قبة الاسلام ومحط رحال أهل ايمان وهميشه مركز علم وعلماء بوده وقبور شريفهء بسيارى از أعاظم علما كه حصر نتوان نمود در آن بلده است " . اين مختصريست از شرح حال مؤلف كه محصل بيانات بزرگان شيعه است ، مانند نجاشي وشيخ طوسي وعلامهء حلى ، وطالب تفصيل بمقدمهء عربى مراجعه نمايد . من از مفصل اين قصه مجملى گفتم * تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل هدف مؤلف چون هدف مؤلف در اين تأليف آن بوده غارتهايى را كه بعد از جنگ نهروان بقلمرو أمير المؤمنين علي عليه السلام وسرزمينهاى تحت تصرف أو از طرف معاوية شده است ياد كند آنرا " الغارات " ناميده است وأين نوع تأليف در آن زمان ميان أرباب سير وتواريخ متداول بوده حتى جماعتى مانند كلبى وأبو مخنف ومدايني ونصر بن مزاحم كه همه از مشايخ مؤلف هستند نيز هريك كتابي در اين موضوع بهمين نام گرد آورده است . اگر چه غرض اصلى از تأليف اين كتاب ذكر غارات بوده ليكن چون مؤلف بسيار با اطلاع وپرمايه بوده ودر فن تصنيف وتأليف مهارت وتبحر تمام داشته در مطاوي اين كتاب ولابلاى أوراق آن مطالب بسيار ارزندهتر از أصل موضوع را