السيد محمد تقي المدرسي

47

يس اسماى حسناى الهى (فارسى)

يا هنگام سفر به تايلند هشدار مىدهند كه مرض ايدز شيوع دارد و همين طور هنگام سفر به آمريكا ، مشكلات و نارسايىها و انحرافات اين كشور را به ما گوشزد مىكنند . پس گفتن و تكرار توصيه‌ها و هشدارها ضرورت دارد . نكته‌ى ديگرى كه در « نقد اكثريّت » از سوى قرآن وجود دارد ، اين است كه خداوند ، به لحاظ غنا و بىنيازى ، به توده‌ى مردم باج نمىدهد و دنبال جمع‌كردن سياهى لشكر نيست . لذا با صراحت مىگويد : « اكثر مردم بىايمان هستند » در حالى كه صاحبان مكاتب بشرى ، دنبال جذب مردم هستند و شش‌دانگ حواس شان در پى كشف راه‌هايى است كه بتوانند بيشتر و بهتر با مردم ارتباط برقرار كنند و به درصد طرفداران خود بيفزايند . گاه حتّى تا آنجا پيش مىروند كه مقدارى از ارزش‌هاى موجود در مرامنامه‌ى مكتب خود را هم ناديده مىگيرند و گاه وعده‌هاى دروغين ، چاشنى تبليغات آن‌ها مىشود . قرآن ابداً در پى جمع‌كردن هوادار نيست . حتّى اگر همه‌ى آفرينش كافر شوند ، به ذات اقدس الهى هيچ صدمه‌اى وارد نمىشود و به دامن كبريايىاش گَردى نمىنشيند : گر جمله‌ى كائنات كافر گردند * بر دامن كبرياش ننشيند گَرد در مُطالبه از خدا تجديدنظر كنيد ! « لَقَدَ حَقَّ القَوْلُ عَلى اكثرِهم » قول يعنى كلمه . و منظور از كلمه ، آفرينش خداوند يا همان اراده و مشيّت الهى است . مشهور است كه :