السيد محمد تقي المدرسي

40

يس اسماى حسناى الهى (فارسى)

در غفلت خواهد بود . اين نكته بيانگر حقيقت بسيار مهمّى است كه متأسّفانه امروزه بعضى از آن غافلند . و آن اين‌كه گاهى گفته مىشود : « ما چه نيازى به پيامبر ، امام و عالم دينى داريم ؟ مگر خداوند به ما عقل نداده ؟ مگر فطرت نداريم ؟ مگر خودمان نمىتوانيم بفهميم ؟ » در جواب بايد گفت : درست است كه ما عقل و فطرت داريم ، امّا چراغ آن در معرض خاموشى و كاستىاست و انبيا و اوليا امدادرسانِ عقل و فطرت اند . گو اين‌كه اين واقعيّت را نمىتوان كتمان كرد كه با وجود 124 هزار پيامبر و 12 وصىّ پيامبرخاتم و ميليون‌ها عالم دينى ، بشر در وادى تاريك گمراهى گام مىنهد ؛ تا چه رسد به اين‌كه باب نبوّت و امامت بسته باشد . « فَهم غافِلون » غافل به كسى گويند كه حقيقت را مىداند ؛ امّا در اثر موانعى چون فراموشى و مانند آن ، دستش از پرتو حقيقت كوتاه مىشود . در قرآن واژه‌اى كه در مقابل اين كلمه قرار گرفته است ، « ذكر » مىباشد . حتّى يكى از نام‌هاى قرآن « ذِكر » و « تذكُّر » است و به پيامبر نيز « مُذكِّر » گفته مىشود . حقيقت ، روشن و آشكار است . عقل و فطرت نيز به آسانى مىتواند آن را دريابد ؛ ولى عملًا مىبينيم گروه زيادى از انسان‌ها به رغم اين‌كه به حقيقت باور دارند ، دچار اشتباه مىشوند . پس بايد گنجينه‌هاى عقل شكافته شود و نعمت‌هاى فراموش‌شده يادآورى و حقايق آشكار گردد و مورد توجّه عقل و فطرت قرار گيرد . به همين سبب است كه در آيه‌ى شريفه از كلمه‌ى « جاهلون » استفاده نكرده است ؛ بلكه واژه‌ى « غافلون » را آورده تا اين مفهوم را القا كند كه در اصل و اساس خلقت و آفرينش ، بنا بر اين بود كه بشر با عقل و فطرت ، حقايق را دريابد ،