السيد محمد تقي المدرسي
12
يس اسماى حسناى الهى (فارسى)
حجّت و مفيد نيست ؛ چرا كه من مكلّفم به قدر درك و فهم خودم از قرآن استفاده كنم و نه به قدر درك و فهم آن مفسِّر . « ذريح محاربى » از آنجا كه در مقام بالاى عرفان و روحانيّت است ، آيهى شريفهى قرآن در خصوص او رنگ « امامشناسى » مىيابد و تفسير مىشود و در همان معنا نيز حجّت است ؛ اما براى كسى كه در آن جايگاه معرفتى قرار ندارد ، مفهوم ناخن گرفتن و اصلاح شارب و پاكيزه كردن بدن مىيابد و در خصوص او نيز با عنايت به ظرف وجودىاش احتجاج مىشود و / ببا آنكه قرآن ، نسخهى شفابخشى است ، ولى نسخهاى كه از قرآن به دست هر كسى مىدهند ، با ديگرى متفاوت است . / بيان اين مطالب ، به قصد جسارت به ساحتِ مفسّرين والامقام نيست و مىخواهيم حدّ و مرز خودمان را مشخّص كنيم كه چقدر مىتوانيم از قرآن بهره ببريم . گفتنى است : صرف بيان احتمالات و بيان پيشينهى تفسيرى آن ، دليل فهم قرآن نيست . فهم قرآن از راههاى ديگر نيز ميسّر است كه يكى از آنها نورانيّت است ؛ امرى كه خدا به هر كس خواست ، عنايت مىكند . ريشهى كلمهى تفسير كلمهى تفسير برگرفته از فعل « فَسَّرَ » است . فَسَر و أَفسَر تقريباً به يك معناست : بازكردن چيزى كه پيچيده شده ، يا معلومشدن چيزى كه مجهول است و وضوح و آشكار شدن مطلبِ در هم تنيده . تفسير قرآن كار شاقّ و خطيرى است . تفسير به اين معنا نيست كه بخواهيمكلام خدا را توضيح دهيم ؛ يعنى بگوييم : جايى از كلام خدا نقص دارد و بايد آن را توضيح داد . آيا صحيح است كه ما در بارهى قرآن از كلماتى