السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)
106
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى)
فرهنگ قرآنى را از جاهليتهاى فلسفه يونان كه بدون توجّه به آيات خدا در ذات او تعمّق مىكنند جدا مىسازد و لذا در گمراهى عميقى گرفتار آمدهاند . خداوند مىفرمايد : ( لَاتُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ) « 1 » « چشمها او را نمىبينند و او بينندگان را مىبيند و او دقيق و آگاه است » پيش از آن كه سخن درباره خدا را به پايان ببريم شايسته است اين حقيقت را دريابيم كه تفكّر در حيات ، ما را بدان جا مىرساند كه هريك از پديدههاى زندگى چنان مناسب اندازهگيرى شده است تا هدف مشخّصى را تحقّق بخشد كه خود دلالت بر اين دارد كه همه پديدهها براى هدف مشخّصى آفريده شدهاند و اين ما را تنها به حكمت بالغه خداوند نمىرساند ، بلكه عقلايى بودن زندگى را نيز دربردارد ، هيچ وجبى از اين آفرينش گسترده و هيچ نظامى در اين هستى برپا نشده مگر براى حكمتى معيّن . نگاه قرآن به « هدفدار بودن زندگى انسان » از حكمت تامّه خداوند سرچشمه مىگيرد و لذا زندگى بيهوده و بازيچه نيست كه خداوند سبحان قصد بازى يا تنبيه را داشته باشد . بلكه انسان را آفريده و او را پرداخته و راهها را به او رهنمون نموده و هموار ساخته است تا خاضع و تابع پرداخته خداوندى باشد و به رستگارى دست يابد ولى در صورتى كه عكس آن را اختيار كند به درّهاى بس عميق سقوط
--> ( 1 ) - سورهء انعام ، آيهء 103 .