السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)
294
حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)
همچنين الاتقان از نسائى نقل مىكند كه روايت زير را در كتاب خود وارد كرده است : مروان به زيد بن ثابت گفت : آيه رجم را در مصحف نمىنويسى ؟ زيد پاسخ داد : آيا نمىبينى جوانان همسردار سنگسار مىگردند ؟ ماجرا را به عمر گفتيم . عمر گفت : من ماجرا را پيگيرى خواهم كرد . عمر نزد پيامبر اكرم - ص - رفته به وى عرض كرد : آيهء رجم را براى من بنويس پيامبر فرمود : نمىتوانى . مىبينيد كه زيد بر اين مطلب اعتراض مىكند . و هنگامى كه حضرات مىبينند ميان درخواست عمر و سخن پيامبر تنافر وجود دارد مىگويند : منظور عمر اجازه گرفتن از پيامبر - ص - براى نوشتن آيه بوده است . ظاهرا آقايان نمىدانند كه عمر عرب بوده است و فرق : « اكتب لى » را با « استيذان كتابت » مىدانسته است . بهر حال حضرات نتوانستهاند وجه مقبولى براى جمع ميان سخن پيامبر - ص - و عمر پيدا كنند . در روايت ديگرى كنز العمال از ابن ضريس نقل مىكند كه : عمر گفت : به پيامبر اكرم - ص - گفتم : اى رسول خدا آيه رجم را بنويس پيامبر فرمود : نمىتوانم و استطاعت آن را ندارم . همچنين ابن ضريس در كتاب خود از زيد بن اسلم نقل مىكند كه گفت : روزى عمر براى مردم خطبه مىخواند و مىگفت : درباره حكم رجم اينقدر گلايه و شكايت نكنيد اين حكم حق است . و من زمانى مىخواستم اين حكم را در مصحف بنويسم ، لذا از ابى بن كعب نظر خواستم أبى گفت : آيا تو نبودى كه هنگام فرا گرفتن همين آيه از رسول اللّه نزد من آمدى و به سينهام كوبيدى و گفتى : چگونه خواستار فرا گرفتن آيه رجم است در حالى كه آنان همچون چهار پايان به زناكارى مشغول هستند ؟ اين روايت مدعى است عمر از نزول آيه رجم نگران و ناراحت بوده است و چقدر خوب بود كه محدثين حاصل جواب أبى را نقل مىكردند . و نتيجه مخالفت عمر با فرا گرفتن اين آيه را نيز مىگفتند . علاوه بر تمام آشفتگىهاى آيه رجم ماجراى زير نيز كاملا آيه بودن حكم رجم را مخدوش مىكند : على - ع - شراحهء همدانيه را در روز پنج شنبه تازيانه زد . و در روز جمعه وى را سنگسار نمود . و فرمود : او را بر اساس كتاب خدا تازيانه زدم و بر اساس سنت پيامبر خدا سنگسار كردم . اين استدلال به خوبى نشان مىدهد كه حكم رجم يك سنت نبوى است نه آيه قرآن .