السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)

184

حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)

قبل از اسلام كتابت را آموخته باشد شك داريم . ما اين قضيه را در كتابمان : « سيره تحقيقى پيامبر اكرم ( ص ) » « 1 » اسلام آوردن عمر نقل كرده‌ايم مراجعه شود . و يا آن كه مورخين مىگويند : « وقتى كه پيامبر اكرم - ص - نامه‌اى به قبيله « بكر بن وائل » فرستاد ، در اين قبيله هيچ‌كس نبود كه بتواند نامه را بخواند . و در سراسر قبيله ، يك با سواد يافت نمىشد « 2 » حتى كتابت و سواد نزد بعضى گروهها ننگ و كوچكى شمرده مىشد « 3 » . و اگر هم قاريان ماهرى يافت مىشدند شيوهء خاصى را كه كاتبان مصاحف در رسم الخط آن پيش گرفته بودند چگونه مىتوانستند تشخيص دهند ؟ و چگونه مىتوانستند بفهمند كه در اين مورد مثلا الف وجود داشته است و يا آن كه اساسا الف ندارد ؟ و يا آن كه چگونه بدانند كلمه‌اى در يك‌جا به شكلى نوشته شده است و در جاى ديگر به گونهء ديگرى نگارش يافته است ؟ ! و ديگر موانعى كه در سر راه ناآشنا به نگارش خاص مصاحف و افراد ناوارد پيدا مىشد . « طحاوى » هم جواز قرائات بر حروف هفت‌گانه - هفت لهجه - را اين چنين تعليل مىكند « بر عدهء زيادى از مردم دشوار بود به لغت قريش و لغت رسول خدا - ص - قرآن را بخوانند ؛ زيرا از كتابت بىبهره بودند . و توان ضبط و حفظ را نداشتند » . همين طحاوى ، قاضى باقلانى و شيخ ابو عمر بن عبد البر ، ادعا مىكند كه : « اين رخصت قرائت بر هفت لغت تنها در سرآغاز كار بود و بعدها با زوال عذر و امكان تعلم كتابت و توان ضبط و حفظ ، اين رخصت نسخ گرديد . . . « 4 » » . و روشن است كه غالب مردم بخصوص كسانى كه از مركز دولت اسلامى دور بودند ، بر قرآن مكتوب اعتماد مىكردند . و مسلمانان زيادى ، بخصوص در كشورهايى كه پس از وفات پيامبر - ص - فتح شدند ، قرآن را از زبان پيامبر - ص - نشنيده بودند . حتى عده زيادى از صحابه هم همهء قرآن را از زبان پيامبر نشنيده بودند كما اين كه تعداد زيادى از آنان در آخرين عرضه حاضر نبوده و كسانى هم كه شنيده بودند بيشترش را از حفظ نبودند با توجه

--> ( 1 ) اصل كتاب به عربى است . و نام آن چنين است : « الصحيح من سيرة النبى الاعظم - ص - » . ( 2 ) كشف الاستار ، به نقل از : مسند بزار ، ج 2 ، ص 266 . مجمع الزوائد ، ج 5 ص 305 . مجمع رجال سند را صحيح معرفى مىكند . به نقل از : احمد بزار ابو يعلى و طبرانى در : الصغير . ( 3 ) الشعر و الشعراء ، ص 334 و التراتيب الادارية ، ج 2 ، ص 248 . ( 4 ) تفسير القرآن العظيم ابن كثير ، ج 4 ذيل كتاب 1 ، ص 22 و تاريخ القرآن آبيارى ، ص 143 .