السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)

143

حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)

را مرجح شمرد ؟ . ثالثا : هنگامى كه عثمان ، مردم را بر قرائت واحد - آن طور كه گفته مىشود - وادار كرد عملا در مقابل اين قبيل احاديث و دستور پيامبر - ص - به قرائات متعدد هفت ، پنج يا غير آن ايستاد . و هيچ‌كس بر اين كار عثمان اعتراضى نكرد . در صورتى كه جاى آن بود كه بزرگان صحابه « 1 » و در رأس آنها امير المؤمنين دست به اعتراض بزنند . و با اين احاديث - به فرض صحت - با عثمان احتجاج كنند . ليكن نه تنها امير المؤمنين اعتراضى نمىكند و به معارضه با عثمان بر نمىخيزد . بلكه او تنها كسى است كه اين كار عثمان را تأييد مىكند . و در اين كار به عثمان كمك هم مىنمايد . نص اين مطلب را در فصل آينده خواهيم آورد . رابعا : در اينجا جاى سؤال است كه چرا اين حروف به اين ارقام هفت ، ده و پنج محدود شده است ؟ چرا بيشتر نباشد ؟ يا چرا كمتر نشده است ؟ ! اگر مقصود از اين تعدد لهجه‌ها ، آسان كردن كار بر قبايل عرب است - چنان كه ادعا مىشود - تعداد قبايل به مراتب بيش از هفت قبيله است . و همچنين لهجه‌هاى آنان بسيار مختلف است ، حتى در تحديد قبايل عرب دچار اختلاف شده‌اند « 2 » . در هر صورت اين توجيه تير در تاريكى انداختن و سر بىصاحب تراشيدن است . خامسا : اگر مقصود از حروف سبعة تسهيل بر امت باشد - همچنان‌كه بعضى از روايات نزول قرآن بر هفت حرف به اين مطلب تصريح مىكنند « 3 » - چرا اين تسهيل مختص عرب باشد . و شامل ديگر پيروان امت محمد ( ص ) نگردد . مخصوصا آن كه بعضى روايات تصريح مىكنند به اين كه : پيامبر از خداوند خواستار تخفيف بر امت - و در روايت صحيح : خواستار سبك كردن بر امت « 4 » خودش گرديد . و به تعبير خودشان منظور از سبك گرفتن بر امت ، آسان گيرى و سبكبار ساختن اين امت است بخاطر شرافت دادن به اين امت ، و

--> ( 1 ) به جز آن روايتى كه اعتراضى را به ابن مسعود نسبت مىدهد . اين روايت هم شاذ است و قبلا گذشت . ( 2 ) النشر ، ج 1 ، ص 24 . ( 3 ) همان مدرك ، ص 22 و فتح البارى ، ج 9 ص 24 و در صفحه 27 آن كتاب به نقل از : ابن عيينة . ( 4 ) النشر فى القراءات العشر ، ج 1 ، ص 22 ، 26 و 52 .