الشيخ حسين المظاهري
53
سير و سلوك (منزله دوم: توبه) (فارسى)
جايى كه اگر يك زن عفيف ، در اثر فريب شيطان ، يا اجبار ، يا هر علّت ديگرى مورد تجاوز قرار گيرد ، هشدارهاى وجدان اخلاقى به او امان نمىدهد و حتّى ممكن است در اثر ملامت نفس لوّامه و عذاب وجدان ، كارهاى خطرناكى نيز انجام دهد و زندگى خود و اطرافيان را نابود كند . خجالتزدگى و شرمندگى ، سراسر وجود او را فرا مىگيرد و يكپارچه پشيمان مىشود . امّا بسيار اتّفاق مىافتد كه همين خانم عفيف ، به راحتى غيبت مىكند و آبروى ديگران را مىريزد و آنچنان نسبت به گناه خود بىتفاوت است كه گويا هيچ گناهى مرتكب نشده است ؛ در حالىكه ناهنجارى اخلاقى غيبت و كبيره بودن گناه آن نيز ، امرى كاملًا روشن و آشكار است . تكرار گناه غيبت ، آن گناه را براى گنهكار ، به صورت عادت درآورده و هشدارهاى وجدان اخلاقى او را خاموش كرده است ، از اين رو ممكن است در شبانه روز ، مكرّراً غيبت كند و دچار عذاب وجدان هم نشود ؛ در حالىكه در فرهنگ دينى ، اثر سوء غيبت ، از اثر سوء زنا ، بدتر شمرده شده است : « إِيَّاكُمْ وَ الْغِيبَةَ ، الْغِيبَةُ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا » « 1 » بپرهيزيد از غيبت ، زيرا غيبت از زنا بدتر است . به بيان ديگر ، غيبتهاى متعدّد ، قبح گناه و زشتى آن را از دل و ياد او برده است و حالتى براى او پديد آورده كه گناه خود را گناه نمىداند و يا چندان مهم نمىشمارد . چنين حالتى بسيار خطرناك است و انسان را در سراشيبى گناه و معصيت مىاندازد . وقتى گناه ، براى انسان عادت شود و گناه را تكرار نموده و بدان اصرار ورزد ، مانند اتومبيل ترمز بريدهاى مىگردد كه با سرعت ، به اعماق درّه در حال سقوط است و هيچ عاملى نمىتواند مانع حركت آن شود ، يا لااقل از سرعت آن
--> ( 1 ) . الخصال ، ج 1 ، ص 62