الشيخ حسين المظاهري
102
شهروند مسئول (تبيين فريضه امر به معروف و نهى از منكر ) (فارسى)
خرج خانه را اداره كند . وقتى به خانه مىآيد ، حواسش پرت است ، دستهايش را نمىشويد و يا كارى ديگر مثل اين . امّا اين زن همهء خوبىها را فراموش مىكند و همين كار بد را مىگيرد . دادش بلند مىشود . اين منفىبافى است . اين خانم پرخاشگر جهنّمى است . راجع به اجتماع هم همينطور است . رفيقش كارهاى خوب فراوانى دارد ؛ امّا هيچكدام را نمىبيند . ولى اگر از او يك نافرمانى ببيند ، همين را علم مىكند ؛ هم رودررويش هم پشت سرش ؛ اين طرف و آن طرف مىگويد . يا وقتى چند نفر در مجلسى نشستهاند ، غيبت شروع مىشود . غيبت پشت سر يكى از رفقايشان . مثلا رفيقى در ميانشان هست ، وقتى بلند مىشود و مىرود ، فورا شروع مىكنند به غيبت كردن و تا مجلس هست گوشت مرده مىخورند . تا مجلس هست گناه بدتر از زنا مىكنند . وقتى كه حساب كنيم مىفهميم كه همهء اينها منفىبافند . آن آقايى كه غيبتش را مىكردند ، خوبىهاى زيادى داشته ؛ امّا به جاى تعريف كردن از او ، غيبت مىكنند . لذا افرادى كه غيبت مىكنند . بدانند منفىبافند ؛ بدانند از نظر دل ، خرابند ؛ بدانند صفت رذيلهاى به نام تخيّل و توهّهم و صفت رذيلهاى به نام منفىبافى در دلشان حكم فرماست و اين صفت اگر در دل رسوخ كرد ، بايد آتش جهنّم آن را پاك كند . افرادى كه غيبت مىكنند چرا خوبى ديگران را نمىگويند ؟ يك وقت حضرت عيسى عليه السّلام با حواريّون رد مىشدند . به يك بز مردهاى رسيدند . يكى دم بينىاش را گرفتو تند ردّ شد و گفت بوى گندى مىدهد . دوّمى يك عيب ديگر آنرا گفت . هركسى يك چيزى گفت . امّا حضرت عيسى عليه السّلام نگاهى به اين بز مرده كردند و فرمودند : ؛ بهبه ! چه دندانهاى سفيدى دارد ! » يعنى حضرت عيسى عليه السّلام عملا به ما مىگويد :