الشيخ حسين المظاهري

19

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى)

شادمان كن گرچه فاجران خشمگين شوند ، و با كى بر تو نيست هر گاه احكام دين خويش را آموختى ، مردم ترا نشناسند يا تو آنان را نشناسى » . « 1 » چنان كه در روايات وارد است : كميل بن زياد - كه از بزرگان و نيكان شيعه و از دوستان آن حضرت بود - همراه او روان شد ، در راه به در خانه مردى رسيد كه در آن وقت شب قرآن ميخواند و گفته خداى تعالى را كه در قرآن است ميخواند : ؛ أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَ قَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ « 2 » . كميل بن زياد در باطن او را ستايش كرد و نيكو شمرد ، حال آن مرد كميل را به شگفت آورد اما بدون اين كه چيزى بگويد . حضرت امام على ( ع ) متوجه كميل شد و فرمود : اى كميل به شگفت نياورد ترا صداى دلنشين اين مرد همانا اين مرد اهل آتش است و به زودى بعد از اين ترا از حال او خبر خواهم داد . كميل متحير و سرگردان شد از اين كه على ( ع ) از باطن او آگاه شد و گواهى داد كه آن مرد اهل آتش خواهد بود ، با وجود اين كه سرگرم عبادت بود و درين حالت خوب - كه راز و نياز بود - قرار گرفته بود ، آن هم در اين وقت از شب ! كميل خاموش گرديد ، اما در حالت شگفت و انديشه و فكر در اين امر . زمانى طولانى و دراز از داستان گذشت تا اين كه خوارج نهروان با اميرالمؤمنين جنگيدند در حالى كه آن جماعت حافظ قرآن بودند ، به همان طورى كه بر پيامبر نازل شده بود ، امير المؤمنين ( ع ) در صحنه پيكار توجهى به كميل كرد و حال آنكه كميل در پيش روى على ( ع ) ايستاده بود و شمشير على در دستش بود و از آن شمشير خون مىچكيد و سرهاى آن كافران و فاجران روى زمين را پر كرده بود .

--> ( 1 ) . ارشاد القلوب ، ترجمه رضايى باب بيست و پنجم ، ج 1 ، ص 240 . ( 2 ) . زمر ، آيه 9 .