الشيخ حسين المظاهري
14
آفاق نيايش (تفسير دعاى سحر) (فارسى)
شريعت و حَمَله علم و حكمت هستند - / رسيده است ؛ زيرا همين دعاها رابطه معنوى خالق و مخلوق ، خط اتصال عاشق و معشوق ، و وسيله ورود در حصن حصين الهى و تمسك به عروةالوثقى و حبلالله متين است و بديهى است كه به اين اهداف نمىتوان رسيد مرگ با توجه به معانى آنها و حضور قلب . از اين رو به شرح اين دعا پرداختم . » بنابراين آموزهء مهمى كه در ضمنِ آداب سحر از پيشوايان دينى ما رسيده « دعاى سحر » است كه زبانِ سالك را در هنگام مواجهه با معشوق مىگشايد و شيوهء توصيف و نحوهء خطاب كردنِ او و راههاى « سؤال » و « خواستن » را يكى پس از ديگرى مىآموزد و در پايان مىآموزد كه وظيفه او فقط خدا خدا گفتن است ؛ تا به وصال و تقرب حضرت حق ، مولا و معشوق خود دست يابد . يعنى فقط او را مىخواهد نه چيز ديگر در كنار او ، اين نگاه عارف و عاشق است از دعاى سحر كه قرآن به آن سوگند ياد كرده است . و قدرت آن از تكتك فرازهايش هويداست . سيدبن طاووس در كتاب اقبال پس از نقل اين دعا از قول امام باقر عليه السلام در شأن و منزلت دعاى سحر روايتى به اين مضمون بيان مىكند : « اگر مردم عظمت اين دعا در نزد خدا ، و سرعت استجابت اين دعا - / براى كسى كه آن را مىخواند - / را مىدانستند ، براى به دست آوردن آن بر روى همديگر شمشير مىكشيدند . » « 1 » روايتى ديگر از ايشان وجود دارد كه امام باقر عليه السلام در آن مىفرمايد : « اگر سوگند ياد كنم كه اسم اعظم خدا در اين دعا است ، سوگندم درست است ، پس هرگاه دعا كرديد در دعا كوشش كنيد كه اين دعا از علوم پنهانى است . پس آن را پنهان كنيد مگر از اهلش . منافقين و تكذيب كنندگان و انكاركنندگان از اهل اين دعا نيستند و اين دعا ،
--> ( 1 ) . اقبال ، ج 1 ، ص 175 .