الشيخ حسين المظاهري

328

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

" ما رأيت الّا جميلًا " 354 جز زيبايى نديدم . ز ) عمل خود را ، ولو بود و نمودى سترگ هم داشته باشد ، اندك پندارد و پيوسته شرمنده باشد و كار خود را در پيشگاه محبوب ، نارسا و ناچيز بشمارد . و در برابر ، لطفِ ولو ناچيز ، محبوب را به غايت بزرگ مى شمارد و در برابر آن هم ، هميشه در دل ، شرم دارد ، چنان كه اگر از او معصيتى سر زند اگر چه از امور تنزيهى يا ارشادى باشد و نه از محرّمات آن را بزرگ بشمار مى آورَد و رويكرد به سوى غير محبوب را از كباير تلقّى مىكند و براى آن به زارى مى نشيند و بارها طلب آمرزش مىكند . اين است سرّ گريهءپيامبر و امامان ( ع ) و نسبت دادن گناه به خودشان . آرى ، رويكرد به سوى غير خدا از ايشان ، نزد كسى كه شيرينى محبّت را در كام كشيده باشد ، از اكبر كباير به شمار مى آيد . و از همين روست كه گشودن گره هاى پيچيده عرفانى و معارف اسلامى ، براى اهل دل ، به غايت آسان است و اساساً فاقد هر گونه دشوارى است . ح ) محبّت خلق خدا براى او حاصل مىشود ، زيرا هر كه چيزى را دوست بدارد ، آثار آن را نيز دوست خواهد داشت . و اين است مفهوم شعر فارسى كه پيشتر گفته آمد : به جهان خرّم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست نظير اين سخن چه به نظم و چه به نثر و چه به عربى يا فارسى ، در كلام محبّان ، فراوان است و نيكوتر از آن ، اعمالى است كه از آنها سر مى زند . خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( و يطعمون الطّعام علي حبّه مسكيناً و يتيماً و اسيراً . انّما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاءً و لا شكوراً . ) و طعام را در حالى كه خود دوستش دارند ، به مسكين و يتيم و اسير