الشيخ حسين المظاهري
29
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
اخلاق ، برخاسته از علم حضورى است علم ، تقسيم مىشود به " حصولى " كه عبارت است از پديد آمدن صورت پديده در نفس ، و " حضورى " كه عبارت است از پديد آمدن نفس پديده در نفس . علم حصولى ، همچون علم به اشياى بيرونى و علم حضورى ، همچون علم نفس به معلومات خود است . اينك كه اين حقيقت را در يافتيم ، بايد بدانيم كه فضايل و رذايل ، علم حضورى شمرده مى شوند ، چه ، همهء فضايل و رذايل ، ملكه هايى هستند موجود در نفس ، و آن دو از باب حضور شى هستند نزد شى . زيرا همهء فضايل و رذايل ، بايد در نفس باشند ، و افكار و اقوال و اعمال ، ناشى از آن دو مى باشند . خداوند مى فرمايند : ( قل كل يعمل على شاكلته ) بگو هر كس به طريقهء خويش عمل مىكند . راغب در مفردات مى گويد ، منظور از " شاكلهء " همان " سرشت " است ، و حتى مى توان گفت كه بر اين اساس ، نفس به تنهايى ، به همهء نيروها گفته مىشود و نيز بر اساس اتّحاد عاقل و معقول ، نفس با فضايل و رذايلش ، به گونه اى اتحاد دارد كه پرداختن به تفصيل آن ، از حوصلهء اين مختصر بيرون است . عقل نظرى و عقل عملى برخى از مدركات ، امورى هستند كه در ارتباط با عمل نيستند و از محدودهء عمل بيرون مى باشند . عقل از اين نگاه ، " عقل نظرى " ناميده مىشود . بعضى از مدركات در اختيار و در پيوند باعمل مى باشند و عقل از اين نگاه ، " عقل عملى " ناميده مىشود . عقل نظرى ، مانند علم به مبدأ و معاد ، و عقل عملى ، همچون علم به تهذيب نفس است . با آنچه بيان شد ، روشن مىشود كه نسبت نظرى و عملى به عقل ، از باب